سرمایه ، واژه آشنایی است که بارها و بارها آن را شنیده ایم و شاید با تأمّل و تعقّل و یا ساده و بی تفاوت از آن گذر کرده ایم؛ اما باید بدانیم سرمایه ، معنای گسترده تری از آنچه ما می اندیشیم دارد . سرمایه ، فقط شامل مال و ثروت و پول و دارایی نمی شود ، بلکه توانایی ها ، استعدادها ، علاقه مندی ها و حتی بینش یک فرد نیز جزو سرمایه های او به شمار می رود؛ سرمایه هایی که برای یافتن آنها باید درکی عمیق و بینشی وسیع داشت .

یکی از سرمایه های مهم هر جامعه ای که از مؤلفه های اساسی و مؤثر در توسعه و ثبات آن کشور محسوب می شود ، سرمایه اجتماعی است ؛ سرمایه ای که زیر بنای توسعه فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی یک کشور است . اهمیّت این سرمایه ، به میزانی است که از آن به عنوان ثروت نامرئی یک کشور یاد می کنند و از رهگذر این سرمایه حیاتی است که انسجام ، اعتماد متقابل و حسن اطمینان و همبستگی در جامعه فراهم می شود و هر گونه کاهش در آن ، منجر به کاهش مشارکت های سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی شهروندان می شود و همچنین رشد آسیب ها و جرایم اجتماعی ، بی اعتمادی ، یأس و نا امیدی و احساس محرومیت نسبی و بسیاری از ناهنجاری ها نتیجه تقلیل سرمایه اجتماعی است .

تعریف سرمایه اجتماعی

همان گونه که اشاره شد ، سرمایه اجتماعی ، یکی از مؤلفه های اساسی در توسعه و ثبات یک کشور است ؛ امّا در مورد این مفهوم اجتماعی ، تعاریف گوناگونی نیز ارائه شده است . بانک جهانی ، سرمایه اجتماعی را به عنوان «ثروت نامرئی یک کشور» در نظر می گیرد و آن را در بر گیرنده نهادها و روابط و هنجارهایی می داند که تعاملات اجتماعی را شکل می دهند .

سرمایه اجتماعی ، مفهومی است که در بسیاری از موارد ، توسط تحلیلگران اجتماعی برای توضیح طیف وسیعی از فرآیندهای اجتماعی به کار می رود . امّا در جامع ترین تعریف می توان گفت : «سرمایه اجتماعی ، مجموعه منابعی است که در ذات روابط خانوادگی و در سازمان های اجتماعی جامعه وجود دارد و بر رشد شناختی و یا اجتماعی افراد ، مؤثر است» . اصطلاح سرمایه اجتماعی ، به پیوندها و ارتباطاتِ میان افراد جامعه به عنوان منبع باارزشی اشاره دارد که با خلق هنجارها و اعتماد متقابل ، موجب تحقّق اهداف جامعه می شوند .

سرمایه اجتماعی را می توان یک مفهوم مرکب دانست که دارای «ساختار» ، «محتوا» و «کارکرد» است . سرمایه اجتماعی مانند شکل های دیگر سرمایه ، مولّد است و دستیابی به اهداف را تسریع می بخشد . اهمیّت این سرمایه ، تا جایی است که آن را مکمّل «سرمایه انسانی» می دانند و حتی از سرمایه انسانی ، به عنوان ابزاری برای رسیدن به «سرمایه اجتماعی» یاد می کنند .

سرمایه اجتماعی ، زیربنای توسعه اقتصادی

از سرمایه اجتماعی ، به عنوان زیربنای توسعه اقتصادی هر جامعه یاد می کنند . اهمیّت سرمایه اجتماعی در توسعه اقتصادی در یک جامعه ، تا حدّی است که می توان آن را در شکوفایی اقتصاد تمام جوامع توسعه یافته به طور آشکاری مشاهده کرد .

سرمایه اجتماعی را در اقتصاد هر کشور می توان در اعتمادپذیری و روحیه همکاری میان نیروهای انسانی برای رسیدن به اهداف اقتصادی جامعه تعریف کرد .

سرمایه اجتماعی ضمن شکل دهی به مجموعه قواعد و قوانین اخلاقی و رفتاری هر جامعه ، به رفتار افراد نیز شکل می دهد و کمک می کند تا سرمایه انسانی و سرمایه مادی و اقتصادی بتوانند با هم و در تعامل با یکدیگر ، به رشد و پویایی دست یابند .

سرمایه اجتماعی با استفاده از همانندی ها و همسانی های افراد جامعه از جهات گوناگون ، باعث ایجاد روحیه اعتماد متقابل می شود و در خدمت منافع اقتصادی قرار می گیرد و بستر و فضایی ایجاد می کند که ضمن کاهش هزینه های استفاده از نیروهای انسانی ، تعامل بین آنها نیز افزایش یابد .

سرمایه اجتماعی با قواعد و ارزش های اخلاقی و رفتاری خود در حوزه اقتصاد ، افراد را مقیّد می کند تا در گروه های مختلف اجتماعی با هم به تعامل ، مبادله و تصمیم گیری بپردازند .

می توان از واژه هایی مانند : اعتماد ، امانتداری ، نیکوکاری ، خیّر بودن ، صداقت و توجه به ارزش های مذهبی در کسب و کار ، به عنوان سرمایه های اجتماعی در حوزه اقتصاد یاد کرد که اگر در رفتارها و قواعد و مبادلات اقتصادی و هنجارهای آن حاکم شود ، می تواند به شکوفایی و پیشرفت اقتصاد کمک نماید؛ زیرا وجود عاملی به نام اعتماد ، موجب شکل گیری گروه هایی می شود که با اطمینان به یکدیگر ، در حوزه اقتصاد جامعه فعالیّت می کنند .

امّا بعد از اعتماد می توان از خلاقیّت و نوآوری توسط نیروهای انسانی ، به عنوان یک سرمایه مهم اجتماعی دیگر ، یاد کرد . رشد و توسعه اقتصادی ، نیازمند خلاقیّت است و مطالعات اقتصادی نشان می دهد که بخش اعظمی از رشد و توسعه اقتصادی هر کشور ، با استفاده از این ثروت نهفته ، شکل گرفته است . رشد ابداعات و خلاقیّت و نوآوری در بهره وری اقتصادی ، نقش دارد و باعث می شود از سرمایه های دیگر کشور در حوزه اقتصاد ، به نحو مطلوب و مؤثرتری استفاده شود .

امّا متأسفانه با وجود تمام موفقیّت ها، مبحث «سرمایه اجتماعی» نتوانسته است جایگاه شایسته خود را در حوزه اقتصاد پیدا کند و هنوز شاخص فراگیری که بتواند میزان سرمایه اجتماعی و تحولات آن را اداره کند ، در دسترس نیست . سرمایه اجتماعی ، یک متغیّر چند وجهی است و لازم است که این عامل مهم و زیربنایی در حوزه اقتصاد ، هر چه بیشتر شناخته شود و هر چه بهتر ، مورد بهره برداری قرار گیرد .

سرمایه اجتماعی و توسعه سیاسی

سرمایه اجتماعی ، ابزاری برای رسیدن به توسعه سیاسی است . در این مورد ، نوع رابطه ای که بین مردم و دولت مردان وجود دارد ، می تواند در شکل گیری مفهوم شهروندی و همچنین جامعه مدنی ، نقش اساسی ای داشته باشد . در جامعه مدنی ، نهادهای قانونمند به عنوان واسط بین دولت و مردم ، در تعدیل روابط بین آنها ایفای نقش می کنند و این موضوع ، محصول سرمایه اجتماعی است .

سرمایه اجتماعی همچنین ضمن تعدیل روابط ، به انسجام و همبستگی و حسّ اطمینان در جامعه کمک می کند و موجب مشارکت سیاسی نیروهای انسانی و حفظ روابط متقابل آنها با دولت می گردد .

مهم ترین سرمایه اجتماعی در عرصه سیاسی ، مشارکت مردم در صحنه های گوناگون سیاسی است . این سرمایه اجتماعی (یعنی حمایت مردم از دولت در صحنه های گوناگون) یکی از مصادیق بارز موفقیّت در توسعه سیاسی هر کشور است .

سرمایه اجتماعی و عوامل توسعه سیاسی

عوامل مهمی در ایجاد سرمایه اجتماعی برای توسعه سیاسی هر کشور نقش دارند که عبارت اند از :

1 . آگاهی : زمانی که افراد از ماهیت مسائل اجتماعی و سیاسی آگاه نمی شوند ، از اجتماع خود دور هستند و بنا بر این ، شناخت کافی از مسائل و نیز قدرت انتخاب و فرصت مشارکت در تصمیم گیری کلان جامعه خود را ندارند . بدین ترتیب ، توسعه سیاسی جامعه ، عملاً غیر ممکن می شود .

2 . اعتماد : زمانی که اعتماد در جامعه بالا باشد ، اساس سرمایه اجتماعی فراهم می شود؛ اما در صورت پایین بودن این اعتماد ، شکل گیری توسعه اجتماعی ، غیرممکن خواهد بود . عدم اعتماد نیز می تواند ناشی از دو عامل باشد : سابقه نامطلوب اقدامات نهادهای اجتماعی و نخبگان و دولت مردان و یا فقدان اعتماد جامعه به توانایی های خودش .

3 . مشارکت : با مشارکت افراد جامعه در سرنوشت خود و کلیه امور مربوط به خود ، سرمایه اجتماعی پدید می آید . افراد ، با چنین اقداماتی ، به پیشرفت و توسعه جامعه کمک می کنند و اگر این سرمایه اجتماعی افزایش یابد ، توسعه سیاسی کشور نیز به تدریج ، اتفاق می افتد .

سرمایه اجتماعی در حوزه فرهنگی

سرمایه اجتماعی ، زیربنای توسعه فرهنگی هر جامعه نیز محسوب می شود . بنا بر این ، برای توسعه فرهنگی هر جامعه باید سرمایه های اجتماعی این بخش ، شناخته شود و مورد بهره برداری قرار گیرد . هر چه سرمایه های اجتماعی در بخش های فرهنگی جامعه تقویت شود ، توسعه فرهنگی نیز سرعت بیشتری به خود می گیرد و از این رهگذر ، رفتار افراد جامعه و نحوه تعاملات آنها قابل پیش بینی تر می شود؛ چرا که افراد ، در چارچوب قواعد خاص فرهنگی ، رفتار می کنند و این رفتار حساب شده ، منجر به گسترش اعتماد در جامعه می شود و با افزایش قابلیت اعتماد در بخش های مختلف فرهنگی جامعه ، مناسبات اجتماعی و فرهنگی هم ، روان تر و کم هزینه تر می گردد .

روشن فکران ، دانشمندان ، پژوهشگران ، فنّاوران ، مدیران ، نویسندگان و عموم تولیدکنندگان علم در هر جامعه ای ، از سرمایه های مهم اجتماعی در حوزه فرهنگ ، محسوب می شوند که باید مورد شناسایی و حمایت و بهره برداری قرار گیرند تا آنها نیز به شکوفایی کشور کمک کنند . اگر به سرمایه های اجتماعی در بخش مهم فرهنگی ، توجه کافی معطوف نشود ، این سرمایه ها، روندی رو به نزول را طی می کنند و با سقوط این سرمایه ها ارزش های اخلاقی و حتی دینی هم تنزّل می یابند . بخش فرهنگی هر جامعه ، از مهم ترین بخش های مولّد در هر جامعه محسوب می شود . بنا بر این ، به سرمایه های اجتماعی این بخش نیز باید توجه کافی مبذول شود .

از دیگر سرمایه های اجتماعی مهم در بخش فرهنگی ، جوانان مستعد هستند که با وجود شکل گیری شخصیت آنها در فرهنگ حاکم بر جامعه ، به توسعه اقتصادی و سیاسی و اجتماعی جامعه کمک می کنند . بنا بر این ، نحوه اجتماعی شدن این سرمایه های اجتماعی در فرهنگ حاکم جامعه ، از مسائل مهمی است که باید مورد توجّه قرار گیرد تا بتوان از خلاقیّت و ابتکارات آنان در بخش فرهنگ ، اقتصاد و سیاست ، استفاده نمود .

سخن آخر

مبحث سرمایه های اجتماعی آنچنان گسترده است که شناخت ، معرفی و بیان تأثیر و تأثّر آن در ثبات توسعه و پیشرفت جامعه ، نیازمند مطالعات دقیق تر و بررسی های بیشتر است .

این مبحث ، اگر چه به تازگی به دایره واژگانی پژوهشگران اجتماعی و صاحب نظران مسائل توسعه ، راه یافته است ، اما همین مفهوم اجتماعی ، در برگیرنده معانی و مفاهیمی است که اگر به آن توجه شود ، می تواند توسعه و ثبات یک جامعه را تضمین نماید .

شناخت سرمایه های اجتماعی در بخش های گوناگون و نحوه بهره برداری از آنها ، وظیفه ای است که باید مسئولان و مدیران جامعه با تلاشی بیشتر ، به آن بپردازند و دلایل متروک ماندن بعضی از سرمایه های اجتماعی را بیابند و سعی در گسترش ، حفظ و توسعه آن داشته باشند؛ چرا که سرمایه اجتماعی ، اوّلاً زیربنای توسعه فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی هر جامعه است و ثانیا منبع شکل گیری اساسی گروه های اجتماعی محسوب می شود؛ گروه هایی که توسعه هر جامعه ، به آنان وابسته است .

منابع :

1 . آسیب سرمایه اجتماعی ، میثم سعیدی ، یاس نو ، 22/2/82

2 . ابعاد بیرونی سرمایه اجتماعی ، فردین بهرامی ، نسیم البرز ، ش 31

3 . اثرات اقتصادی سرمایه اجتماعی ، تاکاشی اموری ، ترجمه : محمّدرضا توکّل نیا ، اندیشه صادق ، ش 11 ـ 12

4 . اعتماد ، بزرگ ترین سرمایه اجتماعی ، سعید حجاریان ، فرهنگ آشتی ، 21/6/83

5 . سرمایه اجتماعی ، محسن رضایی ، بینش سبز ، ش 15

6 . سرمایه اجتماعی ، ثروت پنهان ، ایران ، 28/1/82

7 . سرمایه اجتماعی ، مفاهیم و نظریه ها ، علی سیّد تقوی و مهدی الوانی ، فصلنامه مطالعات مدیریت ، ش 33 ـ 34

8 . سرمایه اجتماعی ، شرط لازم برای توسعه ، محسن زمانی ، اندیشه صادق ، ش 11 ـ 12

9 . روابط عمومی و سرمایه اجتماعی ، رسول آقا داوود ، هنر هشتم ، ش 24

10 . «اصلاحات اداری و سرمایه اجتماعی» ، مهدی الوانی و علیرضا شیروانی ، مدیریت و توسعه ، پاییز 80

11 . «سرمایه اجتماعی و کار آفرینی» ، جلال موسوی بازرگانی ، آفتاب ، ش 19 و 24


یک سرمایه تمام نشدنی
 

تا می گویند سرمایه اجتماعی ، یاد انسان می افتم . می دانید چرا؟ چون انسان ، یک سرمایه است ؛ یک سرمایه تمام نشدنی ، ارزشمند و بی منتها . سرمایه ای که اگر نقش والای او در نظر گرفته شود ، جامعه ، به سوی آن مدینه فاضله ای که همیشه از آن دم می زنند سوق داده می شود . انسان ، خلیفة الله روی زمین است . خدا این قدر انسان را بالا برده است ، پس این سرمایه گران بها بر روی زمین باید چه کند؟ هدف آفرینش این سرمایه گران بها چیست؟ آیا ارزش تمام انسان ها یکسان است؟ اصلاً ارزش انسان ها به چه است؟ و ... اینها سؤالاتی است که وقتی به انسان فکر می کنیم در ذهنمان سوسو می زند .

انسان باید هر روز رشد کند . انسان سرمایه اجتماع است و سرمایه انسان ، لحظات اوست . پس این لحظات ، برای کل اجتماع است . این لحظات ، سرمایه شخصی نیست که هر کس هر گونه که خواست آنها را تلف کند . رشد یک انسان ، رشد جامعه است . اگر هر انسانی در تربیت روح خود بکوشد ، در واقع به تربیت اجتماع پرداخته است . هر انسان ، یک سلول است . در پیکر اجتماع . اگر این سلول ، آسیب ببیند ، اجتماع نیز آسیب دیده است .

حال باید دید که آیا ارزش همه سرمایه ها با هم یکسان است . آیا همه انسان ها ارزش یکسانی دارند؟ خداوند ارزش انسان ها را به تقوای آنها می داند . این تقوا از طرز تفکر فرد ناشی می شود . انسان یعنی تفکّر و انسان چیزی غیر از تفکّر نیست . همه انسان ها بعد از مدّتی زندگی بر روی این کره خاکی ، از لحاظ جسمانی می میرند و تنها چیزی که از آنها باقی می ماند ، تفکرشان است . تفکّر یک انسان ، بعد از او هم زندگی می کند و به صورت یک سرمایه جاویدان برای نسل های پس از خودش باقی می ماند ؛ سرمایه ای است که متعلّق به همه انسان ها و در تمام دوران هاست .

گذشتگان در شکل گیری این سرمایه ، نقش داشته اند . آنها رفته اند و از خود میراثی به جا گذاشته اند . این میراث را باید امروزیان پاک بدارند ، آن را شکوفاتر کنند و برای آیندگان ، باقی بگذارند . بله ، انسان ، سرمایه است و اصلاً مگر تمام سرمایه های روی زمین ، زاییده انسان نیستند؟ فکر عظیم انسان است که دارد بر تمام جوامع حکومت می کند . متأسفانه گاهی اوقات ، فراموش می شود که انسان ، سرمایه است . گاهی اوقات از یاد می بریم که این دانش آموزانی که پشت میزهایِ رنگ و رو رفته مدرسه نشسته اند ، سرمایه های فراوانی هستند . این بچّه هایی که ذهنشان آماده یادگیری و پرورش است ، نسبت به همه چیز کنجکاوند و دنبالِ چشمه ای می گردند تا روح عطش ناپذیر خود را سیراب کنند . آنها قرار است با تفکری که دارند آینده را بنا کنند و شکل گیری خود را آغاز نمایند ، از پشت همین میزهای رنگ و رو رفته . باید به این دانش آموزان راه و روش تفکّر صحیح را آموخت . باید بیاموزند که هر انسان باید به کمک خود بشتابد . باید بیاموزند که اگر دستی برای یاری می خواهند ، آن دست ، در انتهای بازوانِ آنهاست . باید بیاموزند اگر به کمال برسند ، جامعه را نیز به کمال رسانده اند .

بزرگان جامعه از کره ایی دیگر به زمین نیامده اند . آنها از همین آب و خاک بوده اند ، با همین شیوه زندگی ، با همین مشکلات . همه انسان های روی زمین ، توانایی این را دارند که در ردیف بزرگان جامعه خویش قرار بگیرند . آنها می توانند خدمات زیادی برای اجتماع به یادگار بگذارند ، به شرط این که خود را باور داشته باشند ، و بدانند آن سرمایه عظیم و گران بها در مغز آنها جا دارد .

یکی از بزرگان می گوید : «اگر بشر می دانست دارای چه نیروی عظیمی است خود ، شگفت زده می شد» .

بله ، ما دارای نیروی عظیمی هستیم ؛ نیرویی که اگر از آن استفاده شود ، جامعه ، رو به سوی همان مدینه فاضله ای می رود که در آروزی آن هستیم

 

سرمایه اجتماعی و نقش نهادها

سرمایه اجتماعی ، از نیمه دوم قرن بیستم به طور جدی مورد توجه جامعه شناسانی چون : پیر بوردیوا ،1 جیمز کلمن ،2 رابرت پوتنام ،3 قرار گرفت . امروزه در کنار سرمایه مادی ، سرمایه اجتماعی در جوامع از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است . این سرمایه در دل روابط متقابل بین افراد نهفته است که باید راه های رسیدن به آن را تبیین نمود و عوامل تهدید کننده آن را نیز به خوبی شناخت .

در همه جوامع ، نهادهای اوّلیه یا بنیادین اجتماعی (خانواده ، آموزشی ، حکومت ، مذهب و بازار) به عنوان نهادهای دائمی و برطرف کننده اساسی ترین نیازهای تشکیل یک اجتماع ، نقش به سزایی بر عهده دارند که نهادهای مدنی (احزاب ، گروه های اجتماعی و ...) نیز در مرتبه ای بعد از آنها (به عنوان نهادهای ثانویه) مورد توجه قرار می گیرند .

نهاد خانواده :

خانواده واحدی است درون گروه ، بین جمعی از بستگان و خویشان و نیز یک شبکه اجتماعی مردمی است که از طریق اجداد مشترک به هم پیوند یافته اند . اعضای یک خانواده ، رابطه عمیق و عاطفی با یکدیگر دارند و نسبت به هم احساس دلبستگی دارند . در واقع ، خانواده نخستین گروهی است که کودک در کنش متقابل با اعضای آن ، اجتماعی شدن را (که سرمایه ای اجتماعی است) می آموزد .

از دیگر کارکردهای مهم خانواده که تأثیر بسیاری در تولید سرمایه اجتماعی دارند ، موارد زیر را می توان نام برد :

ـ تأمین امنیت اقتصادی برای اعضای خانواده .

ـ مراقبت و حمایت از فرزندان و سالمندان .

ـ تنظیم رفتار جنسی .

ـ تولید مثل .

نهاد آموزش :

نهاد آموزش ، در جوامع امروزین ، همچنان از دو بخش رسمی و غیر رسمی برخوردار است . بخش رسمی آن ، مدارس و دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی هستند و بخش غیر رسمی آن نیز همه اشکال دیگر اجتماعی یادگیری ، مثل یادگیری در مجالس مذهبی و کارگاه ها ، یادگیری از طریق رسانه ها و ...

امروزه در سطح اجتماع ، آموزش در معنای وسیع کلمه با «جامعه پذیری» هم معناست؛ زیرا هر دو واژه در بردارنده مفهوم انتقال فرهنگ از شخص یا گروه به شخص و گروه دیگر است . وجه بارز آموزش در جامعه نوین ، عبارت است از نهادی که تبدیل به یک فعالیت رسمی و صنعتی شده است . اما به راستی نهادهای آموزشی و تربیتی چگونه می توانند در بهبهود سرمایه اجتماعی نقش داشته باشند؟

در مدرسه ، هر کودک مانند جامعه بزرگ ترها که در آینده وارد آن خواهد شد ، نقش مشخصی دارد و با چگونگی ایفای نقش های اجتماعی در آینده آشنا می گردد و مانند هر نظام اجتماعی دیگر ، سلسله مراتب تقسیم وظایف و مسئولیت پذیری را که لازمه یک جامعه است ، می آموزد .

نهادهای آموزشی ـ تربیتی با توجه به کارکردهای ویژه ای که به عهده دارند ، می توانند موجبات رشد فردی و رفاه جمعی را فراهم نمایند . این جریان ، در زندگی انسانی نقش مهمی را ایفا می نماید . برای مثال ، ایجاد همبستگی اجتماعی و روحیه نوجویی که یکی از تأثیرات سازمان های آموزشی و تربیتی در سطح اجتماع است ، می تواند تأثیر ویژه ای در بهبود روابط اجتماعی و سرانجام سرمایه اجتماعی داشته باشد؛ چرا که اغلب جوامع ، دارای خرده فرهنگ های متفاوت قومی ، نژادی و ... هستند و آموزش می تواند افراد جوان این اقلیت ها را با فرهنگ عمومی جامعه هم نوا و آشنا سازد و بدین ترتیب ، جامعه ای نسبتا همگون با ارزش های مشترک را به وجود آورد .

به طور کلی می توان گفت که پرورش استعدادهای فردی ، تحکیم پایه های زندگی جمعی ، گسترش آرمان های انسانی ، رعایت هر چه بیشتر حقوق شهروندی و ایجاد تفاهم میان افراد انسانی ، در سایه آموزش صورت می گیرد . بنا بر این ، سرمایه گذاری بر روی این نهاد و ایجاد فرصت های برابر آموزشی برای فرد فرد اعضای جامعه ، آنها را در فراگیری دانش ها و مهارت های موجود ، یاری می رساند؛ چرا که جامعه ای که دارای افراد با سواد و تحصیل کرده یا فنّی و حرفه آموخته باشد ، در تولید و ایجاد سرمایه اجتماعی نیز موفق خواهد بود .

در ادامه به طور مختصر به عمده کارکردهای نظام آموزشی در ایجاد سرمایه اجتماعی می پردازیم :

ـ ایجاد آمادگی در افراد برای قبول نقش های گوناگون در زندگی آینده .

ـ فراهم آوردن مبنای اجتماعی و فهم منزلت های اجتماعی .

ـ تقویت قدرت تطبیق افراد با ارزش های اجتماعی و تسهیل روابط اجتماعی .

ـ شناساندن انسان و جهان و درک ارتباط انسان با خدا .

ـ کوشش برای ایجاد همبستگی بشری و تفاهم میان اقوام و ملل مختلف .

نهاد مذهب :

مذهب ، یک نهاد اجتماعی جهانی و عمومی و دارای اشکال متنوعی است . معتقدین به مذهب ممکن است به پرستش خدایان و نیاکان و یا بت ها بپردازند که نشان دهنده تفاوت در نوع اعمال عبادی آنها می باشد . اما در اینجا منظور از مذهب وجود یک ایدئولوژی واحد در یک اجتماع است و این که چه نقشی در ایجاد سرمایه اجتماعی می تواند داشته باشد . در حقیقت مذهب یا دین می تواند با ایجاد یک جهان بینی واحد در افراد یک اجتماع ، نوعی هماهنگی و همدلی میان آنها ایجاد نماید . همچنین افراد یک اجتماع با پیروی از دستورات دینی می توانند به یک فهم مشترک از مسائل مادی پیرامون خود و نیز از مسائل معنوی دست یابند که با عمل و پایبندی به این دستورات ، نوعی اعتماد ، مشارکت اجتماعی ، تعهد و همسویی ـ که لازمه ایجاد سرمایه اجتماعی است ـ ، بین آنها به وجود خواهد آمد . برای مثال : نماز جماعت در بین مسلمانان ، یکی از نمودهای اعمال عبادی است که باعث ایجاد وحدت و یکپارچگی در بین آنها می شود .

در بررسی کارکردهای ویژه نهاد مذهب می توان به موارد زیر اشاره کرد :

ـ همبستگی اجتماعی .

ـ دادن معنا به زندگی .

ـ کنترل (نظارت) اجتماعی .

ـ حمایت روانی .

نهاد بازار :

یکی دیگر از منابع تولید سرمایه اجتماعی ، نهاد بازار (شامل همه نهادهای اقتصادی جامعه) است . در هر جامعه ای ، پیشرفت و ترقی اعضای آن ، وابسته به اقتصاد آن اجتماع است و اگر توسعه اقتصادی وجود نداشته باشد ، مشکلات بسیاری را به دنبال خواهد داشت ؛ چرا که نهادهای اقتصادی ، بخش وسیعی از جامعه را در اختیار و اقتدار خود دارند و همه نهادهای دیگر جامعه از نوسانات شدید اقتصادی متأثر می شوند . به عبارتی می توان گفت که تمام واحدهای تشکیل دهنده یک اجتماع ، به نوعی از نظر اقتصادی با یکدیگر مرتبط و در تعامل شدید هستند . نرخ های تورم و رکود اقتصادی ، نه تنها در کسب و کار افراد تأثیر می گذارد ، بلکه ممکن است در استواری نهاد خانواده و کیفیت آموزش و مراکزی که خدمات ضروری مردم را فراهم می سازند نیز تأثیر عمیقی بر جای گذارد .

از جمله کارکردهای ویژه نهاد بازار که در سرمایه اجتماعی نقش دارد و می تواند باعث ارتقای آن شود ، شامل موارد زیر است :

ـ تولید کالاها و خدمات مورد نیاز اعضای جامعه .

ـ توزیع کالا و خدمات همراه با توزیع منابع اقتصادی .

ـ مصرف کالاها و خدمات .

نهاد حکومت :

هر جامعه ای برای ادامه حیاتش نیاز به یک حکومت واحد دارد که در برگیرنده همه خواسته ها و انتظارات یک جامعه انسانی باشد . در واقع نهاد حکومت مسئول تأمین نظم در اجتماع ، دفاع از جامعه در برابر حملات خارجی و همچنین تثبیت قوانین می باشد ، به علاوه حکومت می تواند با رعایت حقوق واحترام به فرد فرد اعضای جامعه خود در تولید سرمایه اجتماعی نقش مهمی را ایفا کند . و نیز با وضع مقرراتی خاص و با بکارگیری رسانه و دیگر ابزار در اختیار خود ، ارزش های حیاتی مورد نیاز یک جامعه را در افراد جامعه درونی کرده و در روند ایجاد و گسترش سرمایه اجتماعی تأثیر به سزایی داشته باشد .

از جمله کارکردهای مهم حکومت در راستای ایجاد سرمایه اجتماعی می توان به نکات زیر اشاره نمود :

ـ نهادمند ساختن هنجارها از طریق قوانین مصوب مجلس قانون گذاری .

ـ اجرای قوانین تصویب شده .

ـ حل و فصل درگیری های موجود در اعضای جامعه .

ـ ارائه خدماتی چون : مراقبت های بهداشتی ، آموزشی ، رفاهی و نظایر آن .

ـ حمایت از شهروندان در برابر حملات ملت های دیگر یا ناامنی های داخلی و حفظ هوشیاری ملت در برابر تهدیدهای خارجی .

با توجه به پنج نهاد ذکر شده می توان به نقشی که هر یک از این نهادها در سرمایه اجتماعی ایفا می کنند پی برد و اگر در جامعه ای هر یک از این نهادها دچار مشکلی شود و نتواند نقش خود را به خوبی ایفا نماید ، سرمایه اجتماعی در آن جامعه با مشکل مواجه خواهد شد؛ چرا که نهاد خانواده ، با آموزش های ابتدایی به فرزندان ، نهاد آموزشی با بالا بردن و کیفیت بخشیدن به روابط بین اعضا ، مذهب با ایجاد وحدت و اتحاد در کل جامعه ، اقتصاد از طریق سرمایه مادی و کمک به ارتقای سطح معیشتی و سرانجام حکومت با حمایت از اعضای جامعه ، بیشترین نقش را به عنوان نهادهای شکل دهنده سرمایه اجتماعی بر عهده دارند . اما در جوامع پیشرفته بر خلاف جوامع سنتی و ابتدایی ، نهادهای دیگری (نهادهای مدنی) ، در به وجود آوردن سرمایه اجتماعی نقش دارند که در ادامه به تبیین نقش آنها در تولید سرمایه اجتماعی می پردازیم .

نهادهای مدنی :

به مجموعه تشکّل ها و اجتماعات موجود در جامعه که در حدّ فاصل میان توده شهروندان و حکومت قرار گرفته اند ، نهادهای مدنی گفته می شود .

یکی از امتیازهای اساسی نظام های مردم سالار ، وجود نهادهای مدنی در این گونه نظام ها است و به دلیل آن که همه افراد جامعه دارای هر شغل و کاری که باشند می توانند به نوعی در این نهادها عضو باشند ، نهادهای مدنی به عنوان منبعی برای سرمایه اجتماعی ، قابل توجه اند .

تعاونی های روستایی و شهری ، اتحادیه های صنفی ، باشگاه های ورزشی ، اجتماعات محلی و انجمن های حرفه ای (مانند انجمن اولیا و مربیان و ...) نمونه هایی از نهادهای مدنی به شمار می آیند . هنجارها و ارزش های مرتبط با این پیوندها برای مردم و در مقیاس وسیع تر برای جامعه دارای پیامدهای مهمی می باشد که هم باعث ایجاد منافع خصوصی و هم عمومی می گردد ، خصوصا شبکه هایی که اعضاء آن را دوستان ، همکاران و همسایگان تشکیل می دهند ، معمولاً در کلافی از وظایف متقابل ، همراه با هنجارهای تقابل عمومی قرار دارند . به نحوی که روابط نزدیک ، اوضاع را جهت همکاری و مشارکت و تعاون بین اعضا ، بهبود می بخشد .

این نهادهای غیر دولتی ضمن ایجاد سرمایه اجتماعی می توانند با انتخاب نماینده ای از درون خود ، به صورت غیر مستقیم با دولت در ارتباط باشند که این خود می تواند به وجود آورنده یک سرمایه اجتماعی از نوع اتحاد و همبستگی بین دولت و ملت باشد که در نتیجه ، ثبات سیاسی را به دنبال دارد .

1) احزاب آزاد

احزاب سیاسی آزاد (آزاد از وابستگی به بیگانگان و به اموال عمومی) یکی از دستاوردهای نوین و مهم قرن نوزدهم اند و از جمله نهادهای مدنی مرتبط با قدرت و حکومت به شمار می روند . احزاب سیاسی ، دارای چهره ای دوگانه اند . آنها به منازعات قانونی در چارچوبی که برای آنها تعیین شده است ، کمک می کنند و امکان اظهار نظر در مباحثه های عمومی (مثل : ابراز عقیده) را فراهم می کنند و در عین حال ، ابزار مناسبی برای کنترل منازعات سیاسی به شمار می آیند . گاهی نیز نقش متعادل کننده اوضاع مخدوش جامعه را به عهده می گیرند .

اما یکی از ویژگی های احزاب سیاسی این است که می توانند به شکل شعبات محلی و منطقه ای توسعه یابند ، در نتیجه اعضای بیشتری از جامعه می توانند در آنها عضو شوند و با توجه به ویژگی های گروه ، این عضوگیری ، نوعی «نظارت اجتماعی» را به وجود می آورد که فی نفسه منبع سرمایه اجتماعی محسوب می شود . از طرف دیگر ، همه احزاب موجود در یک جامعه به دلیل آن که رابط بین دولت ملت هستند ، نقش به سزایی در حفظ امنیت ملی دارند . در واقع ، احزاب ، با ایجاد اعتماد و وفاداری و حفظ ارزش های ملی و مذهبی ، می توانند حکومت و ملت را در رسیدن به آرمان های خود یاری نمایند و از انحراف حکومت ، جلوگیری کنند .

2 . سازمان های غیردولتی

سازمان های غیر دولتی (NGOها) امروزه در همه جوامع به وجود آمده اند و تقریبا تمامی این سازمان ها در بدو تأسیس و شکل گیری خود ، بر اساس اهدافی که مؤسسین آنها ، طبق نیازهای جامعه تعریف می کنند ، پا به عرصه وجود می نهند . با این مقدمه می توان پی برد که تعدادی از افراد که تقریبا در یک رده سنی یا سطح فرهنگی هستند ، با اهدافی که برای موجودیت خود تعیین کرده اند ، اقدام به فعالیت می نمایند و موفقیت آنان در گرو همکاری ، اعتماد و هم فکری متقابل اعضا ، بوجود می آید . این سازمان ها از آنجا که از دل جامعه بر می خیزند ، نیازها و بحران ها را می شناسند و تهدیدها را زودتر از سایر اعضای جامعه تشخیص می دهند .

ضمن آن که فعالیت این سازمان ها از سرمایه اجتماعی سرچشمه می گیرد ، به ایجاد سرمایه اجتماعی نیز کمک می کنند و به نوعی نقش بهبود و ارتقای سرمایه اجتماعی را ایفا می نمایند .

از عمده اهداف مشترکی که NGOها دنبال می کنند موارد زیر است :

ـ تقویت و ارتقای هویت دینی و ملی نسل جوان و ایفای نقش های فعال در برنامه های دینی و فرهنگی .

ـ تسهیل هویت یابی اجتماعی از طریق تجربه اندوزی ، مسئولیت پذیری و ایفای نقش های فعال اجتماعی .

ـ مشارکت و همیاری شهروندان (بویژه زنان و جوانان) در برنامه های توسعه کشور و شکوفایی استعدادها و خلاقیت های آنان در راه سازندگی اجتماع .

ـ برآورده شدن انتظارات و نیازمندی های فرهنگی ، اجتماعی و صنفی اعضا ، در فعالیت های گروهی سازمان یافته .

ـ اعتلای نقش و فراهم آوردن فرصت توانمندی اعضا ، به منظور کسب شایستگی های مدیریتی برای اداره امور کشور در سطوح عالی ، میانی و اجرایی .

از آن جا که هر فرد شرکت کننده در این نهادها باید تابع قوانین و مقررات گروه های تشکیل یافته باشد و از تکروی پرهیز کند ، خود به نوعی به وجود آورنده سرمایه اجتماعی اند ؛ چرا که اعضا می دانند اگر نخواهند از ارزش های گروهی پیروی نمایند ، در بین اعضای دیگر ، مورد اعتماد نخواهند بود و جایگاهی نخواهند داشت و ثانیا برای فعالیت های گسترده تر و بویژه مدیریت گروه های بزرگ تر و مثلاً در سطح ملّی ، تجربه اندوزی می کنند .

3 . رسانه های مستقل

روزنامه ها ، مجلاّت ، رادیوها ، تلویزیون ها ، شبکه های ماهواره ای ، پایگاه های اینترنتی ، خبرگزاری ها و ... همگی به شرط آن که از اموال عمومی ارتزاق نکنند و به دولت ها (چه ملّی و چه بیگانه) وابسته نباشند ، نهادهایی مدنی به شمار می روند و توان آن را دارند که وظیفه نظارت اجتماعی (امر به معروف ، نهی از منکر ، نصیحت حاکمان) را به خوبی به انجام برسانند . به علاوه ، در نقد عملکرد شهروندان و گروه های اجتماعی و نقد و اصلاح و باز تولید سنّت ها و اندیشه ها و باورها و نیز آگاهی بخشی در باب منافع و مصالح جامعه ، دین و دنیای مردم ، تهدیدهای جهانی ، و ... نقش فوق العاده مؤثری خواهند داشت .

عوامل تهدید کننده سرمایه اجتماعی

آنچه از مفهوم سرمایه اجتماعی بر می آید با چشم قابل مشاهده نیست ، اما می توان آن را در اجتماعات انسان هایی که با هم تعاون و همکاری متقابل دارند ، مشاهده نمود . در واقع ، آنها با رعایت ابعاد تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی (که شامل : احساس مسئولیت ، اعتماد ، وجدان کاری ، راستگویی ، امانت داری ، انضباط و کنترل و نظارت ، احترام متقابل ، قانون مداری و ... است) ، می توانند به اهداف مشترک خود دست یابند . اما باید دانست که عوامل تهدید کننده سرمایه اجتماعی کدام اند ، تا با شناسایی به موقع آنها ، از بروز آسیب ها جلوگیری نمود .

با توجه به این که بحران های ناشی از جهانی شدن را در پیش رو داریم ، امروزه بیماری ایدز ، افزایش بی بند و باری های جنسی و انحرافات اخلاقی ، جنبش های فمینیستی و گرایش افراد به تجرد ، با دلایل مختلف ، بنیاد خانواده ها را متزلزل نموده است که اگر بدان توجه نشود ، پیامدهای ناگواری را در تشکیل سرمایه اجتماعی مطلوب به دنبال خواهد داشت.

در خصوص نهاد مذهب که عامل ایجاد وحدت در اجتماع است می توان به کمرنگ شدن آموزه های دینی در بین جوانان جوامع مختلف اشاره نمود . عدم پایبندی به تعالیم دینی و مذهبی می تواند عواقب ناگواری را برای جوامعی که دین را از صحنه اجتماع خود خارج کرده اند ، داشته باشد که بیشترین ضرر آن متوجه شکل گیری و انسجام سرمایه اجتماعی در چنین اجتماعاتی خواهد بود .

اما در خصوص نهادهای اقتصادی باید گفت : فسادهای اداری ـ مالی که غالبا در بطن دولت ها و به دلایل مختلف رخ می دهند ، (رانت خواری ، تبعیض ، عدم شایسته سالاری و ...) ، حاصلی جز فقر و بیکاری و اعتیاد جوانان به دنبال نخواهد داشت . این عامل ، به علاوه سوء مدیریت و ضعف بهره وری ، سرمایه اجتماعی را به طور جدی در معرض خطر قرار می دهد .

در نهادهای آموزشی نیز موانع مختلفی که از ورود بدون تبعیضِ علاقه مندان به محیط های مدرسه و دانشگاه جلوگیری می کنند ، امکان تحرک اجتماعی برای یافتن یک پایگاه اجتماعی مناسب توسط افراد را از بین می برند و چنین افرادی ممکن است دست به اعمالی بزنند که علاوه بر خود ، دیگران را نیز به تباهی بکشانند .

احزاب سیاسی نیز بعضی اوقات بر خلاف تعهدی که در قبال مردم و دولتشان دارند ، به دنبال منافع شخصی خود هستند . در نتیجه نوعی بی اعتمادی را به وجود می آروند و با فعالیت های نادرست خود ، سرمایه اجتماعی را نیز مورد تهدید قرار می دهند .

نتیجه

با توجه به آنچه گفته شد نتیجه می گیریم که در یک اجتماع ، عوامل بسیاری دخیل هستند تا سرمایه اجتماعی شکل گیرد . همه ، از خانواده گرفته تا تشکل های مردمی و ... می توانند در تولید و بهبود کیفی سرمایه اجتماعی نقش به سزایی ایفا نمایند . عضویت هر فرد از اعضای جامعه در گروه ها و سازمان های ذکر شده می تواند ضامن بقای سرمایه اجتماعی باشد؛ زیرا اعضا با درونی کردن ارزش ها و هنجارها و نیز ملزم نمودن خود به رعایت آنها ، باعث بوجود آمدن سرمایه اجتماعی می شوند .

1. Pierre bourdiou

2. james coleman

3. Robert Putnam

منابع :

ـ درآمدی بر جامعه ، یان رابرتسون ، ترجمه حسین بهروان ، مشهد : آستان قدس رضوی ، 1377 .

ـ درآمدی بر جامعه شناسی ، بروس کوئن ، محسن ثلاثی ، تهران : توتیا ، 1382 .

ـ اصول و فلسفه تعلیم و تربیت ، دکتر علی شریعتمداری ، تهران : نی ، 1374 .

ـ همشهری ، 18/2/1379 .

ـ اندیشه صادق ، ش 11 و 12 : «نبود سرمایه اجتماعی و تأثیر آن بر امنیت» .

ـ اندیشه صادق ، ش 26 : «جامعه مدنی و سرمایه اجتماعی» .

ـ راهبرد ، ش 26 ، زمستان 1381 : «جامعه مدنی و سرمایه اجتماعی» .

ـ سایت خانه احزاب ایران (WWW.ir _ PH.com

 

مفهوم سرمایه اجتماعی ، تعاریف ، اهمیت و کارکردهای سرمایه اجتماعی

مفهوم سرمایه‌ اجتماعی در سال‌های اخیر در حوزه‌های گوناگون علوم اجتماعی،‌ اقتصاد و اخیرا در علوم سیاسی مطرح شده است. سرمایه‌اجتماعی عبارت است از ارتباطات و شبکه‌های اجتماعی‌ای که می‌توانند حس همکاری و اطمینان را در میان افراد یک جامعه پدید آورند. در این میان نباید از نقش نهادهای مدنی و دمکراتیک و نیز نقش دولت در گشودن چنین فضاهایی غافل شد. به هر روی، امروز بر جامعه‌شناسان ثابت شده که یکی از ابعاد مهم هر توسعه‌ای توجه به سرمایه‌های اجتماعی است. از این‌رو سرمایه‌اجتماعی، یکی از مهمترین شاخصه‌های رشد و توسعه هر جامعه‌ای به شمار می‌آید. مطلب حاضر در چند بخش به بحث درباره سرمایه اجتماعی می‌پردازد.

انسان به طور ذاتی در تعامل با دیگران نیازهای خود را برطرف ساخته و گذران امور می‌کند. اثرات این کنش‌های متقابل در نقش آنها تا حدی است که حذف آن، زندگی را غیر ممکن می‌سازد. اما در این میان دانشمندان علوم اجتماعی با نگرشی کنجکاوانه در جوامع به شناسایی این کنش‌ها پرداخته و به مجموع عواملی پی برده‌اند که آن را سرمایه‌اجتماعی نامیده‌اند. مفهوم سرمایه‌اجتماعی در برگیرنده مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری و همیاری میان اعضای یک گروه یا یک جامعه است که نظام هدفمندی را شکل می‌دهند و آنها را در جهت دستیابی به هدف‌های ارزشمند هدایت می‌کند.

از این‌رو شناخت عوامل موثر در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی می‌تواند در گسترش ابعاد سرمایه اجتماعی کمک کرده و موجب افزایش عملکرد اجتماعی و اقتصادی افراد در جوامع شود. مفهوم سرمایه اجتماعی که صبغه جامعه‌شناسانه دارد، بستر مناسبی برای بهره‌وری سرمایه انسانی و فیزیکی و راهی برای نیل به موفقیت قلمداد می‌شود. مدیران و کسانی که بتوانند در سازمان، سرمایه‌اجتماعی ایجاد کنند،  راه کامیابی شغلی و سازمانی خود را هموار می‌سازند.

امروزه سرمایه اجتماعی نقشی بسیار مهمتر از سرمایه فیزیکی و انسانی در جوامع ایفا می‌کند و شبکه‌های روابط جمعی و گروهی انسجام بخش میان انسان‌ها و سازمان‌هاست. از این‌رو در غیاب سرمایه اجتماعی، سایر سرمایه‌ها اثربخشی خود را از دست می‌دهند و بدون سرمایه اجتماعی پیمودن راه‌های توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی ناهموار و دشوار می‌شود.

در دیدگاه‌های سنتی مدیریت توسعه، سرمایه‌های اقتصادی، فیزیکی و نیروی انسانی مهمترین نقش را ایفا می‌کردند اما در عصر حاضر برای توسعه بیشتر از آنچه به سرمایه‌اقتصادی، فیزیکی و انسانی نیازمند باشیم به سرمایه اجتماعی نیازمندیم زیرا بدون این سرمایه، استفاده از دیگر سرمایه‌ها به طور بهینه انجام نخواهد شد. در جامعه‌ای که فاقد سرمایه‌اجتماعی کافی است سایر سرمایه‌ها ابتر می‌مانند و تلف می‌شوند. از این‌رو موضوع سرمایه اجتماعی به عنوان یک اصل اساسی برای نیل به توسعه پایدار محسوب شده و حکومت‌ها و دولتمردانی موفق قلمداد می‌شوند که بتوانند با اتخاذ سیاست‌های لازم و ارائه راهکارهای مناسب در ارتباط با جامعه به تولید و توسعه سرمایه اجتماعی بیشتر نائل شوند.

2- تعریف سرمایه اجتماعی از نگاه صاحب‌نظران

سرمایه اجتماعی واژه‌ای است که در سال‌های اخیر وارد حوزه علوم اجتماعی و اقتصادی شده و از این منظر دریچه تازه‌ای را در تحلیل و علت‌یابی مسائل اجتماعی و اقتصادی گشوده است. در این زمینه مطالعات وسیعی توسط صاحب‌نظران و دانشمندان این علوم صورت گرفته و نظریه‌پردازانی همچون جین جاکوب(1961)، لوری(1970) بن پرات(1980)،   ویلیامسن(1981)، بیکر(1983)، جیمز کلمن(1966)، رابرت پاتنام(1970)، پیربوردیو(1980) و فرانسین فوکویاما(1990) تعاریف متعددی از سرمایه اجتماعی ارائه کرده‌اند.

جیمز جاکوب در کتاب «مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی» سرمایه اجتماعی را شبکه‌های اجتماعی فشرده‌ای می‌داند که در محدوده‌های قدیمی شهری در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروی انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می‌دهند. یک مثال عینی این تعریف  را در دنیای امروزه می‌توان در تشکل‌های غیردولتی حمایت از محیط‌ زیست یافت. این شبکه اجتماعی بعضا نیروهای قدرتمندی را به صورت NGOها به وجود می‌آورد که حتی در حمایت از محیط ‌زیست موجب توقف پروژه‌های عمرانی دولت نیز می‌شوند.

گلن لوری، سرمایه اجتماعی را مجموع منابعی می‌داند که در ذات روابط خانوادگی و در سازمان اجتماعی جامعه وجود دارد و برای رشد شناختی یا اجتماعی کودک یا جوان سودمند است. بن‌پرات، در تعریف سرمایه اجتماعی،  روابط بین افراد یک خانواده، گروهی از دوستان یا شرکای یک شرکت را به صورت رابطه F تعریف می‌کند و به بررسی اثرات این رابطه بر مبادلات اقتصادی می‌پردازد.

ویلیامسن و بیکر، که به دنبال مطالعات بن پرات در پی بررسی شیوه اثرگذاری یک سازمان اجتماعی بر عملکرد نهادهای اقتصادی بوده‌اند مجموعه‌ای از مطالعات را پایه‌گذاری کرد‌ه‌اند که اقتصاد نهادی نام گرفته است. بیکر نشان داده است که چگونه روابط میان سوداگران در بازار فوق‌العاده عقلانی شده بورس تجاری شیکاگو توسعه می‌یابد، ‌حفظ می‌شود و بر فعالیت داد و ستد تاثیر می‌گذارد.

از نظر پیربوردیو، سرمایه اجتماعی حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلی است که نتیجه مالکیت شبکه بادوامی از روابط کمابیش نهادینه شده آشنایی و شناخت متقابل بین افراد - یا به بیان دیگر عضویت در گروه - است. شبکه‌ای که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار می‌کند و آنان را مستحق اعتبار می‌سازد. البته سرمایه اجتماعی مستلزم شرایطی به مراتب بیش از وجود صرف شبکه پیوندها است. در واقع پیوندهای شبکه‌ای می‌بایست از نوع خاصی باشند، یعنی مثبت و مبتنی بر اعتماد.

برخلاف بوردیو، کلمن از واژگان مختلفی برای سرمایه‌ اجتماعی کمک گرفت. وی مفهوم سرمایه‌اجتماعی را از ابعاد مختلف بررسی کرد. کلمن برای تعریف سرمایه‌اجتماعی از کارکرد آن کمک گرفت و تعریفی کارکردی از سرمایه اجتماعی ارائه ‌داد و نه تعریفی ماهوی. بر این اساس سرمایه ‌اجتماعی شیء واحد نیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آنها شامل جنبه‌ای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنش‌های معین افرادی را که در درون ساختار هستند تسهیل می‌کنند. سرمایه ‌اجتماعی مانند شکل‌های دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدف‌های معینی را که در نبود آن دست یافتنی نخواهد بود، امکان‌پذیر می‌سازد. سرمایه‌ اجتماعی مانند سرمایه فیزیکی و انسانی کاملا تعویض پذیر نیست اما نسبت به فعالیت‌های به خصوصی تعویض‌پذیر است.

شکل معینی از سرمایه‌اجتماعی که در تسهیل کنش‌های معینی ارزشمند است ممکن است برای کنش‌های دیگر بی‌فایده یا حتی زیان‌مند باشد. سرمایه‌اجتماعی نه در افراد و نه در ابزار فیزیکی تولید قرار دارد. بنابراین از نظر کلمن سرمایه ‌اجتماعی شامل یک چارچوب اجتماعی است که موجب تسهیل روابط میان افراد درون این چارچوب می‌شود، به گونه‌ای که فقدان آن ممکن است در دستیابی به هدف معین هزینه‌ بیشتری به افراد آن جامعه تحمیل کند.

از نظر پاتنام، سرمایه اجتماعی آن دسته از ویژگی‌های زندگی اجتماعی، شبکه‌ها، هنجارها و اعتماد است که مشارکت‌کنندگان را قادر می‌سازد تا به شیوه‌ای موثرتر اهداف مشترک خود را تعقیب کنند. به بیان دقیق‌تر سرمایه ‌اجتماعی از طریق افزایش هزینه‌های بالقوه جدا شدن، تقویت هنجارهای مستحکم بده - بستان، تسهیل جریان اطلاعات از جمله اطلاعات مربوط به شهرت کنشگران و تجسم موفقیت‌های گذشته سعی دارد به تحقق کنش جمعی کمک کند.

پاتنام بین دو شکل اولیه سرمایه‌اجتماعی تمایز قائل می‌شود که عبارت است از: سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده (یا جامع) و سرمایه اجتماعی درون گروهی (یا انحصاری). سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده، افراد متعلق به تقسیمات اجتماعی متنوع را گرد هم می‌آورد و سرمایه اجتماعی درون گروهی، هویت‌های انحصاری را تقویت کرده و باعث حفظ همگنی می‌شود. فوکویاما سرمایه اجتماعی را مجموعه‌ای از هنجارهای موجود در سیستم‌های اجتماعی می‌داند که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه شده و سبب پایین آمدن هزینه‌های تبادلات و ارتباطات می‌شود. فوکویاما سرمایه اجتماعی را به عنوان یک پدیده جامعه شناختی مورد توجه قرار می‌دهد. به نظر او سرمایه اجتماعی با شعاع اعتماد ارتباط تنگاتنگی دارد و هرچه قدر شعاع اعتماد در یک گروه اجتماعی گسترده‌تر باشد، سرمایه اجتماعی نیز زیاد خواهد بود و به تبعیت از آن میزان همکاری و اعتماد متقابل اعضای گروه نیز افزایش خواهد یافت.

آنچه از تعاریف متعدد سرمایه‌اجتماعی برمی‌آید این است که این مفهوم دربردارنده مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری و روابط متقابل بین اعضای یک گروه بوده به نحوی که گروه را به سمت دستیابی به هدفی که بر مبنای ارزش‌ها و معیار رایج در جامعه مثبت تلقی شود هدایت می‌کند. لذا آنچه از این تعریف استنباط  می‌شود این است که هر چند ممکن است سرمایه‌ اجتماعی به دلیل تقویت نیروهای جاذبه بین اعضای یک گروه و نیروهای دافعه بین گروه‌های متفاوت لزوما عامل مثبتی در یک جامعه به شمار نیاید ولی قطعا برای پیشبرد و سهولت در عملکرد اقتصادی، اجتماعی آنها، جامعه یک عامل ضروری به شمار می‌رود. بنابراین میزان سرمایه اجتماعی در یک جامعه می‌تواند نشان دهنده شکاف موجود بین آن جامعه یا یک جامعه برخوردار از یک نظام دموکراسی با حداکثر کارایی در نظام اقتصادی، اجتماعی باشد.

3- اهمیت سرمایه اجتماعی

در دو دهه اخیر مفهوم سرمایه اجتماعی در زمینه‌ها و اشکال گوناگونش به عنوان یکی از کانونی‌ترین مفاهیم، ظهور و بروز یافته است، هر چند شور و شوق زیادی در بین صاحب‌نظران و پژوهشگران مشابه چارچوب مفهومی و ابزار تحلیلی ایجاد کرد. لیکن نگرش‌ها، دیدگاه‌ها و انتظارات گوناگونی را نیز دامن زده است. افزایش حجم قابل توجه پژوهش‌ها در این حوزه بیانگر اهمیت و جایگاه سرمایه اجتماعی در سپهر‌های متفاوت اجتماعی است.

به طور کلی میزان سرمایه اجتماعی در هر گروه یا جامعه‌ای نشان دهنده میزان اعتماد افراد به یکدیگر است. همچنین وجود میزان قابل قبولی از سرمایه‌اجتماعی موجب تسهیل کنش‌های اجتماعی می‌شود، به طوری که در مواقع بحرانی می‌توان برای حل مشکلات از سرمایه‌اجتماعی به عنوان اصلی‌ترین منبع حل مشکلات و اصلاح فرآیندهای موجود سود برد. از این‌رو شناسایی عوامل موثر در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی اهمیت بسزایی دارد.

تعدادی از عناصر اصلی که می‌توان سرمایه اجتماعی را با آن مورد اندازه‌گیری قرار داد عبارتند از:آگاهی به امور عمومی،‌ سیاسی، اجتماعی، وجود انگیزه در افراد جامعه که در پی کسب این دسته از آگاهی‌ها برآیند، اعتماد عمومی به یکدیگر، اعتماد به نهادهای مردمی و دولتی، مشارکت غیر رسمی همیارانه در فعالیت‌های داوطلبانه در تشکل‌های غیر‌دولتی، خیریه‌ای، مذهبی، اتحادیه‌ها، انجمن‌های صنفی و علمی و... . در مجموع می‌توان گفت که یکی از معیارهای اصلی در شناخت سرمایه اجتماعی شکل و شیوه روابط اجتماعی افراد با یکدیگر و نحوه همزیستی آنها در جامعه مورد مطالعه است. از دیگر معیارها می‌توان به احساس مردم نسبت به حکومت و مردم اشاره کرد و نیز داشتن احساس خوشایند نسبت به امنیت، پیوندهای خانوادگی و اجتماعی و امیدواری نسبت به آینده از معیارهای مطرح محسوب می‌شود.

اگر سرمایه اجتماعی را ارتباط و شبکه‌های اجتماعی‌ای که می‌توانند اطمینان و حس همکاری را در میان افراد حاضر در شبکه‌های مورد بحث ایجاد کنند بدانیم، آنچه بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند نقش نهادهای جامعه مدنی در تشکل این سرمایه است. اگر ما مانند عنصری از یک سازمان مدنی به صورت همیشگی همدیگر را ملاقات کنیم احساس مسئولیت نسبت به همدیگر در ما پیدا می‌شود و می‌توانیم به همدیگر اعتماد کرده و در نهایت با هم همکاری کنیم. برای اینکه احساس اطمینان در بین باشد لازم است که ما همدیگر را ملاقات کنیم و ارتباط مدام با هم داشته باشیم. همچنین چیزی که به طور جمعی می‌توانیم به دست آوریم به تنهایی نمی‌توانیم.

منظور از باهم‌بودن، نهادهای اجتماعی‌ای است که کارکرد دیدار، شناخت و در نهایت اعتماد را میسر می‌کنند. البته حتما لازم نیست که ارتباط پیش‌گفته تنها در داخل نهادهای جامعه مدنی باشد بلکه بیشتر روش‌ها و فرم‌های اجتماعی را نیز که ارتباط مداوم و سازماندهی‌شده دارند، در برمی‌گیرد. اما نباید از یاد برد که اعتماد و حس همکاری با شیوه‌ای آسان‌تر در داخل نهادهای جامعه مدنی درست می‌شوند؛ به این دلیل که اعضای آن نهادها به دلخواه و بدون هیچ چشمداشتی به عضویت آن نهادها درمی‌آیند.

به این ترتیب سرمایه اجتماعی عبارت است از مجموع آن دسته از ارتباطات و شبکه‌های ارتباط اجتماعی که در جامعه موجودند و نیز میزان اعتماد و همکاری میان روابط موجود. در اینجا می‌توان گفت اگر در جامعه‌ای میزان سرمایه اجتماعی پایین باشد خطر افتادن آن جامعه به وضعیت تله اجتماعی بسیار بالاست. تله اجتماعی یعنی سرمایه اجتماعی‌ پایین، نبودن اعتماد و اطمینان به یکدیگر بین مردم، رواج فساد اداری- اقتصادی، ترس و.... پس می‌توان تله اجتماعی را که بعضی اوقات از آن به عنوان مشکل منافع جمعی یاد می‌شود به صورت زیر شرح داد.

همه می‌دانیم که منافع‌مان ایجاب می‌کند که همه با هم همکاری کنیم. اما اگر تو  به این باور نرسی که  تمام افراد دیگر اجتماع هم همکاری می‌کنند، دیگر معنایی نخواهد داشت که تو به تنهایی همکاری کنی. نتیجه این اعتقاد این است که همکاری و تلاش برای منافع جمعی تنها زمانی میسر می‌شود که انسان به این باور برسد که همه افراد دیگر نیز همکاری خواهند کرد.