مهارت‌های «بوستان» و «گلستان» را به‌طورکلی می‌توان به پنج دسته‌ی زیر تقسیم کرد: 

1مهارت‌های دینی:

ایمان «سعدی» به خدا، همه‌جانبه است، به‌گونه‌ای که در تمام مراحل زندگی و در تمامی تعلیمات‌اش، رسوخ کرده است. او به احاطه‌ی خداوند بر همه‌چیز و همه‌کس معتقد است و به هرچیزی از دیدگاه رضایت خداوند می‌نگرد:

«منت خدای را عزوجل که طاعت‌اش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می¬رود، ممد حیات است و چون بر می‌آید، مفرح ذات. پس در هر نفسی، دو نعمت موجود است و بر هر نعمت، شکری واجب

«از دست و زبان که برآید کز عهده‌ی شکرش به درآید»

2 مهارت¬های ارتباطی بین‌فردی (اجتماعی) :

- رازداری:

«خامشی بِه که ضمیر دل خویش با کسی گفتن و گفتن که مگوی»

- پرهیز از سخن¬چینی و غیبت:

«میان دو کس جنگ چون آتش است سخن‌چین بدبخت هیزم‌کش است»

- تأثیر همنشین و مصاحب: «سعدی» معتقد است که تأثیر همنشین بر رفتار و اخلاق افراد، بسیار زیاد است، به‌گونه¬ای که بر انتخاب دوست و همنشین مناسب و بهتر از خود و پرهیز از همنشینی با افراد پست و فرومایه، بسیار تأکید دارد:

«گلی خوشبوی در حمام روزی رسید از دست مخدومی به دستم»

بدو گفتم که مُشکی یا عبیری که از بوی دلاویز تو مستم

به گفتا من گِلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گُل نشستم

کمال همنشین در من اثر کرد و گرنه من همان خاکم که هستم

- تواضع و فروتنی:

«چو استاده¬ای بر مقامی بلند بر افتاده گر هوشمندی مخند»

به دولت کسانی سر افراختند که تاج تکبر بینداختند

- مهارت همدلی:

«به حال دل ‌خستگان درنگر که روزی دلی خسته باشی مگر»

درون فروماندگان شاد کن ز روز فروماندگی یاد کن

- همدلی با یتیمان:

«پدرمرده را سایه بر سر فکن غبارش بیفشان و خارش بکَن»

چو بینی یتیمی سرافکنده پیش منه بوسه بر روی فرزند خویش

- عدالت: در جهان‌بینی «سعدی»، حاکم مطلق خداوند است و اوست که بر همه‌چیز احاطه دارد. بنابراین، «سعدی» هیچ‌کس را مستحق ستم بر مردم نمی‌داند و همیشه مدیران را از غرور و فراموشی خداوند برحذر می¬دارد:

«بر آن باش تا هرچه نیت کنی نظر در صلاح رعیت کنی»

- اهمیت زن در خانواده: از دیدگاه «سعدی»، موفقیت و عدم موفقیت و سلامت سازمان خانواده، به عملکرد و نقش زن بستگی دارد:

«زن خوب فرمانبر پارسا کُند مرد درویش را پادشا»

- احترام به پدر و مادر: مثلاً فرزندی که ناسپاسی مادر کرد و مادر چنین پاسخ داد:

«چو خوش گفت زالی به فرزند خویش چو دیدش پلنگ‌افکن و پیلتن»

گر از عهد خُردیت یاد آمدی که بیچاره بودی در آغوش من

نکردی درین روز بر من جفا که تو شیرمردی و من پیرزن

- لزوم تطابق علم و عمل در تربیت: هرچند از دیدگاه «سعدی»، تربیت و علم¬آموزی بسیار سفارش شده اما او علمی که عمل در آن نباشد را بی¬ارزش می¬داند و بر تطابق علم و عمل تأکید فراوان دارد:

«علم چندان که بیش‌تر خوانی چون عمل در تو نیست، نادانی

3 مهارت‌های مقابله‌ای و مدیریت خویشتن:

- مقابله با خشم:

«خشم بی‌حدگرفتن، وحشت آرد و لطف بی‌وقت، هیبت ببرد. نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند

- مقابله با حسادت: «سعدی» ریشه‌ی «حسادت» را در وجود شخص حسود و تنها داروی شفابخش آن را مرگ می¬داند:

«بمیر تا برهی، ای حسود، کاین رنجی است که از مشقّت آن جز به مرگ نتوان رَست»

- مقابله با آزمندی: «سعدی»، آز و طمع را مایه‌ی خفت و خواری شمرده و کسب «مهارت قناعت» را وسیله¬ای مناسب برای حفظ عزت‌نفس افراد برمی¬شمرد. از نظر او، اگر افراد مهارت قناعت را تمرین کنند، می¬توانند آبروی خود را در برابر افراد خسیس حفظ کنند:

«خدا را ندانست و طاعت نکرد که بر بخت و روزی قناعت نکرد»

قناعت توانگر کند مرد را خبر کن حریص جهانگرد را

مدیریت مالی:

- پرهیز از ولخرجی:

«چو دخلت نیست، خرج آهسته¬تر کن که می¬گویند ملاحان سرودی»

اگر باران به کوهستان نبارد به سالی دجله گردد خشک‌رودی

- پرهیز از خساست: از دیدگاه «سعدی» افراد خسیس این‌گونه تعریف شده¬اند:

«زر از معدن به کان کندن برآید و از دست بخیل، به جان کندن

«سعدی» راه مقابله با خساست را صرف مال در زندگانی برای خود و دیگران می‌داند و چنین پیشنهاد می‌کند:

«مال از بهر آسایش عمر است، نه از بهر گرد کردن مال. عاقلی را پرسیدند: نیکبخت کیست و بدبخت چیست؟ گفت: نیکبخت آن که خورد و گشت و بدبخت آن‌که مُرد و هِشت

- مدیریت زمان: «سعدی» هرگونه وقت‌کشی و اتلاف‌ وقت را غیرقابل قبول می‌داند و راز پیروزی بر دشمن را استفاده‌ی بهینه از زمان معرفی می‌کند:

«چو دی رفت و فردا نیاید به دست حساب از همین یک نفس کن که هست»

باوجود این، «سعدی» عجله در کارها را نمی‌پسندد و افراد را به‌سوی اختصاص زمان کافی برای هر کار تشویق می‌کند:

«هرچه زود برآید، دیر نپاید

 

4 مهارت ¬تصمیم¬گیری و تفکر انتقادی:

- ارزیابی شرایط و سنجش واقعیت‌ها (نقد اجتماعی) :

«سعدی» در بوستان و گلستان و بیش‌تر در «گلستان»، به شکل یک منتقد اجتماعی درآمده است. او به نحوی استادانه ¬و محافظه‌کارانه، بر مسائل، ارزش‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی عصر خود تاخته است. درواقع، می¬توان گفت که «سعدی» از مهارت تفکر انتقادی بالایی برخوردار بوده است:

«پنجه با شیر انداختن و مشت با شمشیر زدن، کار خردمندان نیست

5 مهارت‌های‌ زیستی:

آن دسته از مهارت‌ها که با درنظرگرفتن نیازهای اساسی بدن ازجمله خوراک، پوشــاک، توانمندی¬های جسمی و نیازهای جنسی، به پرورش جسم توجه دارند، «مهارت¬های زیستی» گویند. این مهارت، جسم را از بیماری‌ها دور نگــه داشته و موجب شادابی و سلامت جسم و روح می¬شود.

«سعدی» راجع‌به مهارت‌های زیستی، دیدگاهی متعادل دارد. از نظر او، خور و خواب در حد تعادل، نیکو و به‌جاست اما غوطه‌ورشدن در آن‌ها، انسان را از اصل انسانیت دور کرده و از خدا غافل می¬کند. بنابراین، توصیه‌ی او در تمام زمینه¬های زیستی، رعایت تعادل است:

«اندرون از طعام خالی دار تا درو نور معرفت بینی»

تهی از حکمتی به علّت آن که پُری از طعام تا بینی

- سرگرمی و تفریحات: «سعدی» که مردی جامعه‌شناس و حقیقت‌بین است؛ توجه به امور تفریحی را برای ادامه‌دادن به کارهای جدی و خستگی‌آور، ضروری می¬داند و به اهل علم می¬گوید:

«زمانی درس علم و بحث تنزیل که باشد نفس انسان را کمالی»

زمانی شعر و شطرنج و حکایت که خاطر را بُوَد دفع ملالی