حتی اگر این موضوع درست باشد، و شما فردی کاملاً درونگرا هم باشید اما باز هم امیدی برای کسب برخی خصوصیات افراد برونگرا وجود دارد.

برای ایجاد تغییر و تحول در خودتان باید همیشه سه اصل را رعایت کنید:
۱) با گروه‌های مختلف مردم راحت باشید
۲) ملاقات با دیگران را زیاد بر خودتان سخت نگیرید
۳) بدون نگرانی از اینکه چه باید بگویید باب گفتگو را باز کنید.

● چگونه برونگرایی را در خود تقویت کنید
شما می‌توانید بدون اینکه دست به تغییر شخصیت خود بزنید، و فقط با برداشتن چند گام ساده مهارتهای برونگرایی را در درونتان ایجاد کرده و تقویت کنید.

برای شروع و در اولین گام باید سعی کنید بیشتر وقت خود را با دیگران بگذرانید. اگر احساس می‌کنید با قرار گرفتن در موقعیت‌هایی که به معاشرت با تعداد زیادی از افراد نیاز دارد، تحت فشار قرار می‌گیرید و معذب می‌شوید، مطمئن باشید که این موضوع زیاد ارتباطی به ساختار شخصیتی شما ندارد و تنها با این دلیل است که تجربه حضور در چنین موقعیت‌هایی را نداشته‌اید.

برای برداشتن گام اول ابتدا به یک پیش گام احتیاج دارید، به دلیل اینکه شما تا بحال فردی برونگرا نبودید برای ملاقات و معاشرت با دیگران انگیزه لازم را نداشتید، و تا زمانیکه این انگیزه در شما ایجاد نشود، نمی‌توانید برونگرا شوید.

اگر در چنین حلقه انزوا‌طلبانه‌ای گرفتار شوید، برای خلاص شدن و شکستن آن دو راه بیشتر ندارید.

۱) به دنبال فعالیت‌های گروهی مورد علاقه خود بگردید.
۲) پیله تنهایی که به دور خود تنیده‌اید را پاره کنید.

● به دنبال فعالیت‌های گروهی مورد علاقه خود بگردید:
یکی از موانعی که راه اجتماعی شدن را بر بسیاری از افراد درونگرا سد می‌کند، این است که نمی‌توانند فعالیت‌های اجتماعی مورد علاقه خود را به درستی پیدا کنند.

شما می‌توانید افرادی را شناسایی کنید که از بودن در کنار آنها لذت می‌برید و در معیت آنها به انجام فعالیت‌های دسته‌جمعی بپردازید. قرار نیست که شما با هر تیپ آدمی در ارتباط باشید و معاشرت کنید، چرا که سنگ بزرگ علامت نزدن است، قدم به قدم و آهسته‌آهسته خود را با وضعیت جدید وفق دهید، این روش نقطه شروع مناسبی خواهد بود.

● پیله تنهایی خود را پاره کنید:
در درون تمام افراد درونگرا ترسی ناخودآگاه نسبت به قرار گرفتن در محیط‌های اجتماعی وجود دارد. راهکار دومی که به شما پیشنهاد می‌کنیم این است که این ترس‌ها را دور بریزید.

همه افراد برای خود یک حریم خصوصی دارند که در مورد افرادی که به شدت برونگرا هستند، این حریم محدود شده و زیاد به چشم نمی‌آید. اما افراد درونگرا برای خود حریم خصوصی گسترده‌تری قائل هستند.

پس در نتیجه برای اینکه فردی اجتماعی باشید باید این حریم خصوصی را محدود کنید و زیاد خود را در پیله تنهایی‌تان محصور ننمایید. اگر یک‌بار دست به این کار بزنید، تکرار آن برای‌تان راحت‌تر خواهد شد.

بطور مثال اگر تازه به یک ساختمان نقل مکان کرده‌اید و مواجه با همسایه‌های جدید چندان هم کار ساده‌ای به نظر نمی‌آید، برای غلبه بر این ترس می‌توانید هر روز صبح شما برای سلام کردن پیش قدم شوید.

البته لازم به ذکر است که لازم نیست از همان شروع کار گام‌های بیش از حد بلندی بردارید، همیشه مسیرهای جدید را با گام‌های کوتاه شروع کنید تا رفته‌رفته به شرایط جدید عادت کنید.

● هنر خوب صحبت کردن را یاد بگیرید
درست است که خوب گوش دادن مهارت بسیار مهمی است و شاید در بیشتر مواقع مهمتر از خوب صحبت کردن باشد، اما به‌هرحال خوب صحبت کردن خصیصه ایست که در بین تمام افراد درونگرا مشترک است.

پس شما هم اگر می‌خواهید خود را در این گروه جای دهید باید زره و کلاه خود به تن کرده و به جنگ سکوت بروید و بتوانید بی‌وقفه حرف بزنید. اما خوب می‌دانید که در عمل توانایی چنین کاری را ندارید.

مطمئناً شما و تمام درونگراها بر این عقیده‌اید که بهترین گفتگوها آنهایی هستند که به عنوان متکلم نقش کمی در آن داشته باشید، و به عنوان یک درونگرا خوب می‌دانید که از بودن در یک جمع دوستانه و تنها شنونده سخنان آنها بودن چه احساس خوبی در شما ایجاد می‌شود.

اما از همین امروز رویه خود را تغییر دهید. برای شروع تنها چند کلمه هم کفایت میکند. لازم نیست مثل یک برونگرای حرفه‌ای مسلسل وار حرف بزنید، همین که بتوانید در حد چند کلمه نظرات و احساسات خود را بیان کنید، اعتماد به نفس شما برای برخورد با موقعیت‌های اجتماعی افزایش می‌یابد.

در اینجا وقت آن شده که فوت کوزه گری افراد برونگرا را به شما یاد دهیم، این افراد بدون اینکه مطمئن باشند درباره چه موضوعی می‌خواهند صحبت کنند، باب گفتگو را باز کرده و همچنان به حرف زدن ادامه می‌دهند.

پس شما هم فقط حرف بزنید تا حرف زده باشید. شاید باز هم برای شما که به چنین روش‌های نه چندان دل چسبی عادت ندارید، انجام چنین اعمالی کمی سخت باشد اما به‌هرحال در همین حد که برای صحبت تلاش کنید پیشرفت خوبی محسوب می‌شود.

بالاخره روزی می‌رسد که شما هم مثل یک برونگرای واقعی بی‌وقفه حرف بزنید!

● لذت درونگرایی
در آخر اگر از حق نگذریم، در درونگرایی لذتی هست که در برونگرایی نیست. شما به عنوان یک فرد درونگرا می‌توانید از کارایی خود حداکثر استفاده را ببرید. همچنین خلوت تنهایی بهترین فضا برای تفکر و کارهای خلاقانه است.

پس این درونگرا بودن چندان هم بد نیست و باعث افزایش و ارتقای مهارت‌های دیگر شما می‌شود.
ایده‌آل‌ترین روش برای بکار بستن در زندگی تلفیقی از درونگرایی و برونگرایی است. می‌توانید به کمک مهارتهای اجتماعی افراد برونگرا و آرامش ذهن و نظم و ترتیب افراد درونگرا از زندگی خود لذت برده و حداکثر استفاده را از توانایی‌های خود ببرید.

اصلاً‌ مهم نیست تست‌های روانشناسی چگونه درباره شما قضاوت کنند.

● برونگرا‌ها و درونگراها
برونگرایی و درونگرایی اصطلاحاتی است که «ک.گ.یونگ» وضع کرده و حاکی از دو نوع شخصیت متناقض است. فعالیت کلی یا شوق و کشش در شخص برونگرا آفاقی (یعنی متوجه دنیای خارج) و در درونگرا انفسی (یعنی متوجه بدون شخص) است.

هر کس به این هر دو متمایل است، اما همواره بر اثر محیط و خصوصیات خلقی، یکی بر دیگری تفوق دارد و به‌نحو بارزی آشکار می‌شود. برونگرایی حاد فرار نامعقول و غیرمنطقی از نفس و نمایش دادن احساسات در جمع است (مانند هیستری و هیجان شدید) و درونگرایی حاد عبارت از عقب‌نشینی به دنیای درون است، و درین حال خیالبافی جانشین واقع بینی می‌شود. «یونگ» بیماری تقسیم خاطر را اختلال مشاعر شخص درونگرا می‌داند.


بی تردید در اطرافتان با افرادی مواجه شده‌اید که بنا به دلایلی هنوز مجرد مانده‌اند، یا هنوز فرد مورد علاقه‌شان را پیدا نکرده‌اند و یا شرایط ازدواج برایشان فراهم نشده است.

 افرادی هم هستند که همسرانشان را از دست داده‌اند و یا از آنها جدا شده‌اند و یا به افراد سالخورده‌ای برمی‌خوریم که همسر خود را از دست داده‌اند و فرزندانشان سر خانه و زندگی خودشان رفته‌اند و مجبور هستند در تنهایی زندگی کنند. در هر صورت، تنهایی چیز خوشایندی نیست اما این بدان معنا نیست که لحظات زندگی را از دست بدهیم و با اندوه زندگی کنیم.

برای آنکه از تمام لحظات زندگیتان بهره ببرید و با تنهایی کنار بیایید، چند راهکار ارائه می‌دهیم:

1- تنهایی را قابل تحمل و خوشایند کنید:

تنهایی موجب ترس می‌شود. برای آنکه تنهایی را بهتر تحمل کنید و یا حتی آن‌را خوشایند کنید، از آن یک دوست بسازید. از لحظات تنهایی‌تان بهره ببرید، برای خودتان وقت بگذارید، یک استعداد هنری را در خودتان پرورش دهید، آشپزی کنید، کتاب بخوانید، یک فیلم خوب تماشا کنید. خواهید دید که دیگر از تنها ماندن در یک بعدازظهر روز تعطیل در زمستان دچار ترس نمی‌شوید. به مرور زمان، این عمل به یک تفریح و حتی بهتر از آن به یک نیاز تبدیل می‌شود.

2- در محیط خانه احساس راحتی کنید:

برای آنکه هر از گاهی از تنها ماندن در خانه نترسید، لازم است که در محیط خانه احساس خوبی داشته باشید. آپارتمان شما هر چقدر هم که کوچک باشد، باید تصویری مثبت را به شما منعکس کند.
از محیط خانه‌تان کانونی گرم و کوچک بسازید تا در آن به راحتی زندگی کنید. از آنجایی‌که احتمالا تنها زندگی می‌کنید، این فرصت را دارید تا دکور خانه را بنا به میل و سلیقه‌‌تان تغییر دهید. از رنگ دیوارها گرفته تا مبلمان پرده‌ها و... هر چیزی که دوست دارید را انتخاب کنید و «محیط خانه» را به مکانی گرم و دلپذیر و راحت تبدیل کنید.

3- اعتماد به نفس داشته باشید:

افکار منفی را کنار بگذارید! چنانچه به هر دلیلی مجرد و تنها مانده‌اید این بدان معنا نیست که شما زشت، احمق و یا نچسب هستید.
دوران حرف‌های قدیمی و تکراری مثل دختر ترشیده دیگر به سر آمده. به‌خودتان و توانایی‌هایتان اعتماد داشته باشید. وقتی خودتان، خود را دست کم می‌گیرید چطور می‌توانید از دیگران انتظار داشته باشید از شما خوش‌شان بیاید. باید از ارزش جسمانی، ذهنی و به‌ویژه عاطفی خود آگاه باشید. یاد بگیرید به‌خاطر عشق و علاقه‌ای که نزدیکانتان نسبت به شما دارند شاکر و سپاسگزار باشید. تصویر مثبتی از خودتان در ذهن داشته باشید، از خودتان مواظبت کنید، به زیبایی‌تان توجه کنید و لبخند بزنید و چنانچه متوجه شدید فردی از شما خوشش آمده، متعجب نشوید، چراکه حقیقتا ارزش آن ‌را دارید!

4- با دوستان و اقوام معاشرت کنید:

از انزوا و گوشه‌گیری اجتناب کنید. تلویزیون، DVD، اینترنت، حیوانات خانگی و... همگی خوب هستند اما نباید به آنها اکتفا کنید. انزوا افسردگی می‌آورد. برای آنکه در خودتان فرو نروید، دوستی‌هایتان را حفظ کنید، به دوستانتان پیشنهاد دهید با یکدیگر بیرون بروید، برای شام دعوتشان کنید. با ناامیدی منتظر آن نباشید تا زنگ تلفن به صدا در‌آید و فردی شما را دعوت کند، خودتان پیشقدم شوید و با دوستان و اقوام تماس بگیرید. به این ترتیب، یک شبکه اجتماعی مهم که کلید توازن روحی و عاطفی شما است را به‌وجود می‌آورید.

5- از لذت‌های زندگی بهره ببرید:

شما هم حق دارید خوشبخت باشید! برای لذت بردن از زندگی اجباری نیست که 2نفر باشید. می‌توان به تنهایی از زیبایی منظره‌ای، لذت برد و نیازی نیست که برای رفتن به سینما و یا خوردن غذایی خوشمزه 2نفر باشید و به بهانه اینکه تنها هستید خود را از لذت‌های کوچک روزانه محروم کنید. از همه چیز گذشته، جنبه‌های خوب زندگی فقط مختص زوج‌ها نیست!

6- به‌خودتان توجه کنید:

به‌خودتان فکر کنید. اهدافتان چیست؟ چه آرزوهایی دارید؟ آیا مدت‌هاست در آرزوی آن هستید که دور دنیا سفر کنید؟ بجنبید! تنها کافی است یک نفر را راضی کنید و آن‌هم خود شما هستید. این زمان فرصتی است که با آگاهی از خواسته‌های واقعی‌تان خودتان را بهتر بشناسید. فکر کنید و روی خودتان تمرکز کنید. هیچ‌چیز نباید جلوی تصمیمات مهم شما را بگیرد، و مانع شود تا موقعیت شغلی و یا حتی مکان زندگی‌تان را تغییر دهید. به اولویت‌هایتان بپردازید. خلاصه آنکه، قبل از هر چیز دیگری به فکر خوشحال کردن خودتان باشید.

7- دیگر زیر بار غم‌و‌غصه نروید:

بی‌تردید خودتان تصمیم نگرفته‌اید که مجرد و تنها باشید اما فایده‌ای ندارد که بدخلقی را پیش گیرید و زمین‌و‌زمان را مقصر بدانید. مرور مکرر خاطرات دورانی که متاهل بودید و یا حسادت به زوج‌های عاشق دردی را دوا نمی‌کند و سازنده نیست. درست است که گفتن این جملات آسان‌تر از عمل کردن به آن است اما نقش یک قربانی را بازی نکنید. زندگی فرد مجرد مثل هر موقعیت دیگری در زندگی، شامل فراز و نشیب‌ها و لحظات خوب و بد است و تنها هستید ، این بدان معنا نیست که محکوم شده‌اید تا بقیه روزهای زندگی‌تان را در تنهایی سپری کنید. بدانید که هر فردی مسئول خوشبختی خود است، بنابراین دیگر در زندگی خود یک تماشاچی نباشید بلکه همانند یک بازیگر عمل کنید.

8- بر فشارهای اجتماعی غلبه کنید:

«بالاخره کی عروسی می‌کنی؟». تحمل نگاه‌های دلسوزانه، سؤالات نابجا و یا انتقادهای عجیب سر میز غذا زمانی که افراد خانواده و یا فامیل دور هم جمع هستند، دشوار است و از اینکه مجبور هستید مرتب خودتان را تبرئه کنید، خسته شده‌اید اما این امر طبیعی است. نباید احساس گناه کنید! به‌خودتان بگویید شما تنها فردی نیستید که در این وضعیت قراردارید و در آخر، بهتر است که تنها و بشاش باشید تا اینکه ازدواج کرده باشید اما خوشبخت نباشید، اینطور نیست؟

آیا شما هم احساس تنهایی می کنید ؟ آیا از این حس ناراحت هستید؟

یک پژوهش جدید پیشنهاد می‌کند: تغییر در نحوه درک و تصور فرد نسبت به دیگران موثرترین راه کار برای مقابله با تنهایی است که بعنوان فاکتوری پرخطر در بروز بیماریهای قلبی و سایر مشکلات سلامتی شناخته شده است.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، ‌اخیرا محققان از عوارض و اثرات منفی تنهایی، افزایش فشار خون، خواب نامطلوب، زوال عقل و سایر مشکلات برای سلامتی را برشمرده‌اند. این تاثیرات تایید می‌کند که تنهایی یک فاکتور خطرزا برای سلامتی مثل چاقی و سیگار کشیدن است که می‌توان با در نظر گرفتن آن از چندین بعد سلامت بیماران را بهبود بخشیده و تقویت کرد.

جان کاسیوپو، پروفسور روانشناسی دانشگاه شیکاگو در این تحقیق متذکر شد: مردم هر روز بیش از گذشته تنها می‌شوند و این مشکل شناخته برای سلامتی رو به افزایش است. اگر ما بدانیم که تنهایی با بروز بیماری ارتباط دارد پرسش بعدی این است که برای برطرف کردن این فاکتور خطرزا چه کاری می‌توانیم انجام دهیم.

به گزارش شیکاگو تریبون، پروفسور کاسیوپو و دستیاران وی در این پژوهش دریافته‌اند که برای مقابله با مشکل تنهایی اصلاح در درک اجتماعی موثرتر از ایجاد مهارت‌ها و فرصت‌های اجتماعی برای تعاملات اجتماعی عمل می‌کند.

این تحقیق در مجله «بازبینی شخصیت و روانشناسی اجتماعی» منتشر شده است.
محققان می‌گویند: اگر افراد بتوانند درک خود را نسبت به اطرافیانشان تغییر دهند در برقراری ارتباط با آنها و رهایی از تنهایی موفق‌تر خواهند بود.

توصیه هایی برای مقابله با تنهایی

انسان یک موجود اجتماعی است و برای داشتن زندگی سعادتمندانه نیاز به برقراری روابط اجتماعی دارد. برقراری روابط اجتماعی در سایه نشاط، آرامش، عزت نفس و امنیت می تواند ضامن سلامت روانی انسان باشد. در دوران کنونی که انسان ها هرچه بیشتر به سمت تنهایی و انزوا سوق داده می شوند، نه فقط باید برقراری روابط صمیمانه به عنوان یکی از مولفه های اصلی سلامت روان مورد بحث قرار گیرد بلکه باید به «تنهایی» به عنوان عاملی پرخطر در بروز بیماری های متعدد جسمانی و روانی پرداخته شود. تنهایی به عنوان یکی از عوامل اضطراب آور در زندگی مدرن به معنای نبود ارتباطات مفید و سالم با دیگران تعریف شده است و به عقیده روان شناسان انسان فقط از راه تقویت روابط خود با مردم و جامعه بشری است که می تواند از احساس اضطراب، رهایی پیدا کند.

به عبارت دیگر، اضطراب انسان وقتی پایان می پذیرد که او بتواند وابستگی خود به همنوع را تحقق ببخشد، از سوی دیگر هم اکنون «تنهایی» به عنوان یکی از عوامل خطرزا برای سلامتی شناخته شده چنان که پژوهش گران دانشگاه شیکاگو طی تحقیقات خود دریافته اند که عوارض و اثرات منفی تنهایی در افزایش فشار خون، خواب نامطلوب، زوال عقل و سایر مشکلات جسمی ظهور پیدا می کند و تنهایی مانند سیگار کشیدن و چاقی سلامت افراد را به خطر می اندازد. به نوشته ایسنا «جان کاسیوپو» متذکر شده است مردم هر روز بیش از گذشته تنها می شوند و این مشکل شناخته شده، سلامتی مردم را بیش از گذشته به خطر انداخته است. در مقابل محققان دریافته اند که افزایش تعاملات اجتماعی تا ۵۰ درصد باعث افزایش طول عمر می شود. بنا به نوشته مهر تنهایی از ورزش نکردن نیز زیان آورتر است و دو برابر چاقی به انسان ها آسیب جسمی و روانی وارد می کند.

اغلب کسانی که دچار افسردگی و بیماری های روانی هستند در گروه افراد تنها و کم رفت و آمد قرار داشته و معمولا از تعاملات اجتماعی خودداری می کنند. طبق تحقیقات مطالعه بر روی افرادی که بیش از ۷۵ سال عمر دارند این واقعیت را آشکار کرده است که در هنگام ملاقات با افراد مورد علاقه و گفت وگو با آن ها انسان به خاطر ترشح دوپامین در مغز از حالت افسردگی خارج شده و به شادی ویژه ای می رسد. به همین علت افرادی که مشکلات و مطالبات خود را نگاه داشته اند و در تنهایی دنبال راه حل می گردند، از این حالت دور شده و دچار خمودگی می شوند.

دکتر احمد آشوری، روان شناس بالینی در این باره به خراسان می گوید: امروزه روان شناسان معتقدند انسان یک موجود زیستی، اجتماعی، معنوی و روانی است. به عبارت دیگر می گویند یکی از ابعاد انسان سالم، بعد اجتماعی است. فرد سالم باید بتواند در جامعه ارتباط برقرار کند و شبکه اجتماعی برای خود بسازد. این شبکه اجتماعی کمک می کند که فرد بتواند از عهده چالش ها و مشکلات زندگی خود برآید. امروزه نقش استرس در بروز بسیاری از بیماری ها ثابت شده است و تحقیقات نشان داده آن چه باعث بروز بیماری می شود خود استرس نیست بلکه استرس از طریق مجموعه ای از متغیرها تاثیرگذار است، یکی از این متغیرها حمایت اجتماعی از فرد است. فردی که از حمایت اجتماعی کافی برخوردار نیست و دچار تنهایی مزمن شده است، در خطر ابتلا به بیماری هایی نظیر سرطان و بیماری های قلبی عروقی قرار دارد و حتی در معرض ابتلا به افسردگی، اضطراب و روآوردن به اعتیاد قرار می گیرد. در مقابل هرچه حمایت شبکه اجتماعی از فرد قوی تر باشد، احتمال این که فرد به بیماری مبتلا شود کمتر می شود و اگر هم دچار بیماری شد، سریع تر بهبود پیدا می کند، گفته می شود کسانی که حمایت اجتماعی کافی دارند معمولا استرس کمتری تجربه می کنند و همین طور فردی که دچار مشکلات اقتصادی شده است و شبکه اجتماعی قوی تری دارد، کمتر استرس تحمل می کند زیرا در این شبکه یاد می گیرد چطور با استرس خود کنار بیاید.

هم چنین تحقیقات ثابت کرده است افرادی که حمایت اجتماعی کافی دریافت می کنند، آمار مرگ و میر کمتری دارند، شاید بتوان گفت دوستی برای انسان مثل آفتاب است برای گل ها، همان طور که گل ها برای رشد و نمو نیاز به آفتاب دارند، انسان هم برای رسیدن به تکامل به دوست و حمایت اجتماعی نیاز دارد.

این روان شناس بالینی در ادامه به تفاوت تنها بودن و احساس تنهایی اشاره می کند و توضیح می دهد: احساس تنهایی لزوما به این معنا نیست که کسی دور و بر انسان نباشد زیرا ممکن است در اطراف انسان افراد زیادی باشند اما فرد احساس تنهایی کند و از طرفی ممکن است در اطراف انسان کسی نباشد اما احساس تنهایی نکند. بنابراین روان شناسان تاکید می کنند که احساس تنهایی در همه افراد وجود دارد و تا حدی که مزمن نشود مورد نیاز انسان است. وقتی احساس تنهایی می کنیم و فکر می کنیم یک نیاز ارضا نشده داریم که باید آن را برآورده کنیم طبیعی است که از تنهایی لذت ببریم. اما زندگی منفعلانه و دست روی دست گذاشتن و انزواطلبی به سلامت روان صدمه می زند.

اصولا ۳ نوع تنهایی در روان شناسی تعریف شده است: «تنهایی موقعیتی» تنهایی است که به علت تغییر مکان اتفاق افتاده و موقت است. در این شرایط فرد نیاز دارد شبکه اجتماعی خود را در محیط جدید بسازد و دوستان جدیدی بیابد. گاه «تنهایی رشدی» رخ می دهد یعنی فرد در شبکه نیاز به تنهایی دارد تا بتواند به رشد و استقلال برسد و «تنهایی درونی» هم زمانی است که انسان بعضی مهارت ها یا اعتماد به نفس کافی را ندارد.

دکتر آشوری درباره افراد درون گرا و تمایل بیشتر به تنهایی می گوید: تنهایی لزوما برای افراد درون گرا مثبت نیست و تمایل به برقراری روابط اجتماعی در مورد همه انسان ها چه درون گرا چه برون گرا وجود دارد و تنهایی بیش از حد و مزمن نیز برای همه زیان بار است. برای مقابله با تنهایی گاه لازم است نوع تنهایی را شناسایی کنیم و نگذاریم تنهایی به انزوای شدید و مزمن تبدیل شود. افزایش شبکه دوستان و مهارت های دوست یابی می تواند در این مورد بسیار کمک کننده باشد اما آن چه بسیار مهم است این که در اصلاح مشکلات رفتاری باید باورهای نادرستی را که در مورد مشکل به وجود آمده است، عوض کنیم. به عنوان مثال گاه افراد تنها تصور می کنند تنهایی نقصی در شخصیت آن هاست یا احساس می کنند تنهایی مختص آن هاست و سایر افراد تنها نمی شوند.

این باورهای غلط باعث کاهش اعتماد به نفس و منفعلانه برخورد کردن وی با مشکل می شود. این شیوه باعث افسردگی و اعتیاد می شود زیرا فرد گمان می کند دچار نقص شخصیت غیرقابل اصلاح شده است. بنابراین اولین گام این است که دریابیم احساس تنهایی نشانه یک نیاز برآورده نشده است.

نیاز به یادگیری یک مهارت یا اصلاح رفتار یا تغییر باورهای نادرست. باید دانست همه انسان ها در مقاطعی از زندگی احساس تنهایی می کنند اما برخی اجازه نمی دهند احساس تنهایی بر آن ها غلبه کند.

وی با تایید این مطلب که انسان های امروزی با تغییر شیوه زندگی تنهاتر شده اند، اشاره می کند که در گذشته چندین خانواده در یک منزل زندگی می کردند اما هم اکنون هر یک از اعضای خانواده در اتاق مخصوص خود وقت می گذرانند، بنابراین تا حدی فضاها متفاوت شده اما باز انسان در گسترش شبکه اجتماعی مختار است و می تواند تصمیم بگیرد، حمایت اجتماعی خود را افزایش دهد. به عنوان مثال توصیه می شود که کارهایی را که انسان عادت دارد به تنهایی انجام دهد بهتر است با دیگران انجام دهد یا سعی کند در مراسم جمعی بیشتر شرکت کند. در نهایت توصیه روان شناسان برای مقابله با تنهایی تغییر رفتار است. یکی از درمان های اصلی افسردگی در حال حاضر فعال سازی رفتاری است. یعنی زمانی که فرد تعامل کمتری با محیط دارد باعث می شود تقویت کننده کمتری از محیط دریافت کند. هرچه این تقویت کننده ها کمتر باشد، افسردگی حاکم بر فرد بیشتر می شود. راه مقابله با آن این است که فرد تعامل خود را با محیط بیشتر کند تا تقویت کننده های بیشتری دریافت کند.