1 مقدمه

        تصور میشود نسل جدید نیاز به روشهای مؤثرتر وکاراتری جهت بررسی وتجزیه وتحلیل مسائل واتفاقات جهان اطراف خود دارد.آنها برای مدیریت وحل مشکلاتی که در زندگی برایشان پیش می آید به اطمینان واعتماد به نفس بیشتری نیازمندند ولذا میبایست ابزار بهتر وقدرتمندتری بیابند.پر واضح است که با زمینۀ فکری که وجود دارد هیچ ابزارفکری بجز رویکرد دینامیکی وروش مدلسازی دینامیکی با زمینۀ تفکر سیستمی نمیتواند باشد. با توجه به مقدمۀ فوق هر فرد تحصیلکرده وفهمیده ای برای دستیابی به این ابزار فکری میبایست ابتدا در سه زمینه خود را آماده  نمایند که موضوع بخشهای بعدی میباشد.

2-     1 توسعۀ مهارتهای فردی

        مهمترین اصل برای توسعۀ مهارتهای فردی تحمل اندیشه و نظری است که بر خلاف آنچه تاکنون فکر میشد ابراز شود .در نظریۀ سیستمهای دینامیک  نیز این اصل چارچوبی را بنا میکند که براساس آن فرد میبایست به تحمل نظریه های غیر معمول وغیر متعارف عادت کند و در اینصورت کم کم به یک سازگاری مبتنی بر درک واقعیت دنیای پیچیده ای که در آن زندگی میکند تن در میدهد .یکی از ویژگیهای این چارچوب شفافیت در سخن گفتن وابراز عقیده است .

1- 1 مبانی تفکر وارتباط شفاف

        میدانیم زبان معمولی دارای عبارات مبهم ، ناقص وحتی غیر منطقی است که به افراد اجازه میدهد خود را برای دیگران ناشناخته باقی گذارند و به همین دلیل  میگوئیم زبانهای محاوره ای برای شفاف سخن گفتن وسازگاری با واقعیتها اصول وقواعد معینی را ارائه نمی نمایند ولی برعکس  مدلسازی کامپیوتری به عبارات صریح ، آشکار وسخت گیرانه ای تحت عنوان عبارات ریاضی نیاز دارد.


        فرض کنید بخواهیم بگوئیم "مردم همیشه درست قضاوت خواهند کرد " .این عبارت در محاوره زیاد استفاده میشود ودر زبان معمولی قابل قبول است ولی اگر بخواهیم آن را بعنوان ورودی یک مدل در نظر بگیریم آنگاه تحت فشارقرار میگیریم تا بسؤالات زیر پاسخ گوئیم : کدام مردم ؟، چه قضاوتی ؟و با چه دقتی قضاوت خواهند کرد؟.

        بنابراین نسل تحصیلکردۀ جدید میبایست برای تبدیل عبارات گویشی به عبارات صریح قابل استفاده در یک مدل شبیه سازی شده کامپیوتری تلاش نموده وبکوشد به دقت لازمه برسد.بعنوان مثال یک فرآیند ساده مانند پرکردن یک بطری با آب ویا وصف فرآیند سرد شدن یک فنجان چای میتواند سوژه ای باشد که نیاز به شفاف گوئی دارد که آسان نیست ونیاز به تمرین دارد.زیرا موضوع اصلی شفافیت درگفتن ونوشتن به همراه دقت مورد نظر است .

        تبدیل زبان توصیفی به زبان مدلسازی نصف کار ورسالتی است که بر عهدۀ ما است .ترجمۀ معکوس از زبان مدلسازی  ومدل شبیه سازی به زبان توصیفی  نیز از اهمیت برخوردار است. نتیجۀ این فرآیند معکوس عبارات شفاف ودقیقی هستند که از ساخت واستفادۀ مدل سرچشمه میگیرند.

        نسل آینده در قرنی زندگی میکند که به ناچار میبایست نتایج پیشرفت تکنولوژی اطلاعات را در عرصۀ زندگی اقتصادی ــ اجتماعی وسیاسی خود تجربه نماید وبدون شک این نتایج حاصل پیشرفت در عرصۀ الکترونیک وکامپیوتر در قرن بیستم بوده است ولذا اگر بپذیریم که قرن بیست ویکم عصر فناوری اطلاعات است آنگاه کاربرد تفکر سیستی بطور کلی ورویکرد سیستمهای دینامیک بطور اخص جایگاه رفیعی در عرصۀ تحقیق وپژوهش پیدا میکند .این نتیجه بخاطر سازگاری این نوع نگرش با نتایج پردازشهائی است که مدلهای کامپیوتری برروی اطلاعات مبتنی برواقعیتها انجام میدهند.بنابراین نسل ما بر خود میداند تا با طراحی ویا معرفی نرم افزارهای مناسب به نسل آینده بیاموزد که چگونه میتواند دست به ایجاد محیطهای مجازی بزند . کاربرد این محیطهای مجازی محدود به تحقیق وپژوهش نمیشود ولی جدیترین کاربرد آن تحقیق در زمینه هائی است که در محیطهای واقعی مشکل یا محال است .بنابراین با ایجاد چنین محیطهائی دیگر در نظر گرفتن ملاحظات انسانی ، اخلاقی ومالی دغدغۀ خاطر محقق نبوده ولذا با جسارت تمام میتواند با استفاده از مدلسازیهای مناسب در محیطهای مجازی دست به تجربه های مکرر جهت حل مشکلات ومعضلات بزند .انسان امروز دریافته است که بیشترین تنش ناشی از عدم توافق ها بعلت درک نادرست ومتفاوت از رفتارهای مبتنی بر مفروضات ایجاد میشود واین مسئله با اختلاف نظر در مورد خود مفروضات فرق دارد.  

       با توجه به نکتۀ فوق میتوان گفت  طراحی وساخت یک مدل دینامیکی برای هر پدیده وهر سیستم با استفاده  ازاصول وقواعد تصمیم سازی محلی برای وجود اختلاف نظر نیست بلکه برعکس وقتی که یک مدل براساس ساختار وسیاستهای پذیرفته شده طراحی شد رفتار مشاهده شدۀ آن میتواند شروع اختلاف نظرها باشد ولی وقتی که دلیل یا دلایل بروز رفتارها درک شد آنگاه اختلاف نظرها به یک توافق ووحدت نظرهمگرا خواهد شد.بنابراین بنظر میرسد برای کاهش برخوردهای سیاسی واجتماعی بهتراست از رویکرد مدلسازی دینامیکی وتفکر سیستمی بعنوان یک راه حل کاربردی استفاده کردواین اهمیّتی است که این تحقیق بخاطر آن ارائه شده است .

2 - 1 شجاعت در ارائۀ نظر ومدل

        یک انگیزۀ بسیار قوی برای مدلسازی وارائۀ نقطه نظرات جدید وجود اندیشه های کهنه وسنتی است .این اندیشه ها ازگذشته تا به امروز در مورد سیاستهای اقتصادی ــ اجتماعی وجود داشته وپذیرفته نیز شده است ومتأسفانه منبع بسیار عظیمی از مشکلات را برای نسل امروز به ارث گذاشته است ولذا نسل آینده باید بیاموزد که چگونه با جسارت وشجاعت ، برمبنای واقعیتها واطلاعات موجود اقدام به طراحی مدلهائی نماید که این مشکلات را به روش سیستمی بررسی وراه حل کاربردی وواقع بینانه برایشان ارائه نماید ونائل شدن به این هدف جسارت می طلبد. بنابراین آنها باید بیاموزند که اگر تشخیص دهند تفکرات عامۀ مردم درست نیست مدلی برای درک عمیقتر ارائه نمایند وافق دید خود را فراتر از زمان حال توسعه دهند ودر مقابل تنگ نظری وتفکرات ناقص اکثریت قد علم کنند.

        با کارکردن با مدلهای دینامیک نه تنها باعث افزایش مهارت در ارائۀ عبارات وبیانات دقیق میگردد بلکه شجاعت اینگونه عمل کردن را نیز تقویت مینماید. اغلب مردم در اکثر اوقات عباراتی را در سخن گفتن ونوشتن بکار میبرند که بسیار ناقص وسطحی هستند بگونه ایکه نمیتوان سخن آنان را اثبات و یا تأیید کرد واز طرف دیگر چنین بیاناتی نمیتواند کارائی واثربخشی لازم را در مخاطب ایجاد نماید.بنابراین میبایست یاد بگیریم چگونه مختصر وشفاف بیان کنیم تا به این روش بتوان با استفاده از عبارات دقیق پی به خطاها واشکالات شخص برد. اگر چنین کنیم تبدیل به یک شخص رک گو میشویم وبه اصطلاح صراحت لهجه پیدا خواهیم کرد .بیان یک عبارت دقیق به منظور ومفهوم شفافی منسوب است امّا نباید فراموش کرد که یک عبارت دقیق الزاماً صحیح نمیباشد ولی برای یک ارتباط شفاف وبدون غّل وغش الزامی است . نسل جدید باید یاد بگیرد که برای دقیق بودن باید از شجاعت خود استفاده نماید. در این صورت حتّی اگر ادعایش درست نباشد باعث میشود بیشتر یاد بگیرد وهمین سبب ارتقاء درک او از واقعیتها میشود. شاهد این رویکرد هزاران مورد پیشرفتی است که انسان در عرصۀ تکنولوژی داشته است لذا کار را باید در عرصۀ اقتصاد واجتماع با جدیّت شروع کرد.        

1 - 3 بردباری وتحمل فردی

        نسل امروز ومخصوصاً فردا میبایست راه وروش وشیوۀ پاسخگوئی به مسائل ومشکلات جهان پیرامون خود را تغییر دهد واین امر تحقق نخواهد یافت مگر به کمک  تجارب حاصل از شبیه سازیهای کامپیوتری . زیرا با استفاده از آنها پیچیدگیهای سیستمهای اجتماعی واقتصادی در هر سطحی چه خانواده ، جامعه وشرکت ها وچه در سطح روابط ملی وبین المللی  میتواند حس شود.گرچه این مدلها غیر فیزیکی هستند ولی طبیعت آنها توسط مدلساز درک میشود. فرآگیری این نکته بسیار مهم است که راه حلهای صریح وآشکار همیشه درست نیستند واگر چنین ادعائی شود یک منبع از مشکلات راکه همیشه دامنگیر سیستمهای طبیعی وانسانی است تدارک دیده ایم.یکی از ویژگیهای  سیستمهای فورموله شده این است که هرگز سازندۀ آنها جسارت چنین ادعائی را درخود پرورش نمیدهد.

        اگر افراد آشنا به روش مدلسازی دینامیکی در خصوص زندگی خود اقدام به ارائۀ مدلهای لازم ننمایند حتماً توقع دارند مدل سیستمهای دینامیک لازم  توسط مبتکرین ومحققین سیاستهای اقتصادی واجتماعی چنین کاری را انجام دهند .از طرف دیگر درعصر حاضر مردم انتظار دارند که چنین مدلهائی برای بررسی بیشتر در اختیار عموم مردم قرار گیرند.در جوامع توسعه یافته اکثر مردم تحصیلکرده با هرمیزان آشنائی که در زمینۀ مدلسازی دارند تقریباً میتوانند چنین مدلهائی را  بخوانند ، بفهمند ومورد تجزیه وتحلیل قرار دهند . از همه بیشتر ومهمتر مدلهای کامپیوتری بعنوان چارچوبی برای تعیین سیاستهای اجتماعی واقتصادی عمل میکنند.

1 – 4  درک روابط داخلی

        در تفکر سیستمی درک وابستگی اجزاء نسبت به بررسی جداگانۀ آنها از اهمیت وجذابیت بیشتری برخوردار است .روابط متقابل نشان میدهند که چگونه حلقه های فیدبکی برای ایجاد وتولید یک رفتار ، سازمان می یابند.آنهائی که دارای اطلاعات کافی در زمینۀ مدلسازی سیستمی هستند نسبت به چگونگی تشکیل جهان حساس می باشند.از دیدگاه آنها ساختارهای بهم پیوستۀ داخلی به بخش یا قسمت معنی ومفهوم میدهند.

        در قرن گذشته تغییرات نتیجۀ اجتناب ناپذیر تکنولوژی جدید بود ولی در قرن حاضر تغییرات نتیجۀ تغییر متغیرهائی از قبیل رشد جمعیّت  ، ازدحام ، آلودگی ، تنزل مرتبۀ محیطی واقلیمی از حیث توسعه یافتگی  وکاهش مواد غذائی ، آب ومنابع خواهد بود. به عبارت دیگر جوامع بطور پیوسته تغییر شکل میدهند ودر نتیجه نقش افراد نیز به همان نسبت تغییر خواهد کرد.ما نیز بعنوان قشر تحصیل کرده با استفاده از تفکر وروشهای مدرن تحقیق وپژوهش میبایست برای رویاروئی با تغییرات غیر منتظره آماده باشیم .

        تفکر سیستمهای دینامیک یک چارچوب اصلی برای همۀ موضوعات تحت  بررسی ارائه مینماید. درواقع همۀ موضاعت را در هر حیطه ای از علم در یک چاچوب وقالب فکری میبیند زیرا اعتقاد براین است که روابط داخلی  تنگاتنگی بین آنها برقراراست . با درک این چارچوب وکاربرد صحیح آن تغییر از یک رشته یا موضوع تحقیقی به دیگری آسان وعملی خواهد شد .بعنوان مثال یک دانشجوی رشتۀ مهندسی برق چنین توانی دارد زیرا او چارچوب تفکر دینامیکی را خوب درک کرده است وانواع روشهای مدلسازی را با سیستمهای خطی شروع وتمرین کرده است ودر سال آخر تحصیلی با سیستمهای غیر خطی وروشهای بررسی آنها آشنا شده است ولذا بررسی وانجام مدلسازی وشبیه سازی روابط انسانی وسازمانی برایش کار آسان ولذتبخشی خواهد بود.

        فردی که معتقد به تفکر سیستمی است در سیستمهای متفاوت ومختلف درجستجوی عناصر مشترک میباشد وبرنقاط اختلاف متمرکز نمیشود.بعنوان مثال جوامع مختلف دارای ساختارها وزیربنای یکسان میباشند ولی کاملاً با هم متفاوتند وبه همین دلیل دامنۀ رفتار یکسانی را از خود بنمایش میگذارند.

        قابلیت انتقال وتعمیم از ویژگیهای تفکر سیستمی است ولذا این قابلیت در مورد ساختار ورفتار میبایست بین رشته های علوم پایه وعلوم انسانی بعنوان یک پل عمل کند.چون ساختارحلقه های فیدبکی در هردو حیطۀ از علم وجود داشته ویک فصل مشترک ایجاد میکند لذا باعث ایجاد یک زبان مشترک نیز میگردد واین زبان ، علوم پایه ، اقتصاد ورفتار جوامع انسانی را در چارچوب ساختارهای دینامیکی بهم مربوط میکند.ملاحظه میشود با  این  تفکر یک حرکت  برگشتی به عقب وبه انتهای  دورۀرنسانس را در ذهن خود پرورش میدهیم وبه آن اصطلاح وحدت علوم را اطلاق مینماییم .ولی نباید از این سوءظن بیم داشت زیرا بمحض اینکه وحدت اصولی میان رشته های مختلف علم مطرح میشود یک مفهوم تجددگرائی را نیز باخود حمل مینماید.زیرا منظور این نیست که همۀ علوم زیر مجموعه ای از فلسفه میباشند آنطور که در قرن سیزدهم تصور میشد بلکه مثل این است که بگوئیم مسافرین برای مقاصد مختلف با استفاده از یک وسیلۀ نقلیه مانند هواپیما به تهران میروند .چارچوب فکری ما یعنی رویکرد سیستمهای دینامیک بعنوان یک روش مدرن تحقیقی افراد مختلف را برای رسیدن به مقاصد مختلف کمک میکند.واز این حیث بین علوم مختلف یک فصل مشترک ووحت ایجاد میشود.

1 – 3 چشم اندازی برآینده وهویت فردی

        هویت یک فرد تحصیلکرده وحتی فرد عادی در گرو روشی است که برای تحقیق برمی گزیند. از طرف دیگر احراز یک شخصیت نسبی میتواند راه را برای رویاروئی با درک حقایق هموار نماید .بنابراین بین هویت شخص وبینش فکری او یک رابطۀ دو طرفه برقرار است .عصر حاضر تغییرات سریع وجهشی را به انسان نشان میدهد ودر ارتباط با این تغییرات است که ماهیت افراد وجوامع با نوع برخوردشان مشخص میشود.

        افراد دارای ماهیّت استبدادی یک چارچوب سلسله مراتبی غیرقابل انعطاف برای تفکر خود برمیگزینند .آنها موجوداتی دمدمی مزاجند وحتی برای چارچوب سلسله مراتبی خود دلیلی ندارند ونمیخواهند و به دیگران نیز اجازه استیضاح ندارند ومایل نیستند در مقابل چراهائی که از آنها میشود دلیل بیاورند.

        برعکس افراد دارای ماهیت بدعت گذارمعتقدند برای هر اتفاقی دلیل یا دلایلی وجود دارد. حتی اگر آن دلایل ناشناخته باشند .مهم این است اعتقاد به وجود آنها  دارند وبراین عقیده اند که اگر آن را بفهمند میتوانند هرتغییرسریع وجهشی را کنترل وهدایت کنند . حال سؤال این است که چرا انسان دارای ماهیتهای متفاوتی است ؟

        واقعیت این است که هر بچه ای بصورت یک موجود خلاق متولد میشود .این موجود دوست دارد ببیند و بفهمد و کشف کند که اشیاء چگونه کار میکنند ودر نهایت دوست دارند یاد بگیرند چگونه بر محیط اطرافشان مسلط شوند .امّا فرآیندهای اجتماعی عصر حاضر بگونه ای است که میل به اکتشاف وپرس وجو را ریشه کن میکند وتکرار این مقاومتها در برابر تمایل به نوع آوریها بتدریج شخصیت افراد را به سمت شخصیتهای استبدادی سوق میدهد .اگر ازابتدا به بچه های دانش آموز ویا دانشجویان آموزش داده شود که میتوانند در فورموله کردن ویا شبیه سازی سیاستها وساختارهای تحت بررسی اشتباه کنند وسپس با سعی دوباره آن اشتباه را برطرف نمایند آنگاه روحیۀ بدعت گذاری درآنها ایجاد میشود ومطمئناً ماهیتشان استبدادی نخواهد بود.لازمۀ خلاق بودن این است که شخص اشتباه کند و چون شبیه سازی مدلهای کامپیوتری یک فرآیند تکراری از سعی وخطاست زمینۀ خلاق بودن از این طریق برای انسان مهیا میشود .یک شخص مستبد از اشتباه ترس دارد وسعس نمیکند آنچه را که نمیداند آزمایش وارزیابی نمایدو یک شخص خلاق میداند که اشتباهات به منزلۀ سنگها یا کلوخهائی هستند که انسان را متوقف میکنند تا بهتر بفهمد.تفکر سیستمی و رویکرد دینامیکی آن ، فورموله کردن و  شبیه سازی کامپیوتری  روش درست آموزش افراد خلاق برای مقابله با استبداد فکری است .

1 – 3 – 1 مدلهای ذهنی ومدلهای کامپیوتری

        درک مدلهای ذهنی بعنوان تصویرواقعیتهای جهان پیرامون ما وفورموله کردن وتهایتاً شبیه سازی آنها از اهمیت بسیار بالائی برخوردار است لذا ضرورت دارد دراین رابطه توضیحاتی ارائه شود        

        در دنیای متمدن همۀ تصمیماتی که در هر زمینه ای اتخاذ میشود بر پایۀ استفاده از مدلهاست وجالب است بدانیم که نطفۀ همۀ مدلها ابتدا در سرما منعقد شده اند وبه آنها مدلهای ذهنی گفته میشود.مدلهای ذهنی چیزی جز مجموعه ای از مفروضات ومشاهدات بدست آمده از تجربیات روزان نیستند ولذا ممکن است بخاطر عدم قابلیت اندازه گیری بسیاری از پارامترهای آنها دقیق نباشند.امّا باید اذعان داشت که این مدلها اکثر قریب به اتفاق فعالیتهای اقتصادی واجتماعی را در هر جامعه ای کنترل مینمایندوبنابراین برما واجب است که بدانیم این مدلها چه وقت مفید ودر چه مواقعی غیر قابل اطمینانند.درمواردی که در صدد ایجاد اطمینان برای اینگونه مدلها هستیم وظیفه داریم آنها را  شبیه سازی نمائیم واین امر امکان پذیر نیست مگر اینکه قبلاً به هر طریق ممکن آنها را فورموله کرده باشیم واینجاست که اهمیت فورموله کردن برای ما آشکار میشود.

اطلاعات استنباط شده از مدلهای ذهنی اصولاً در مورد ساختار وسیاست سیستم ها مختلف بوده وبسیار ارزشمند میباشند .منظور از ساختار، مؤلفه های موجود در یک سیستم واتصالات بین آن مؤلفه هاست .منظور از سیاستها ، قوانینی است که دولتها برای تعیین عوامل تأثیرگذار بر تصمیمات وضع کرده است ودر اینجاست که  ساختارها وسیاستهای مدلهای ذهنی  بطور قابل قبولی منبع اطلاعات میباشند .

        مشکل عمده در ارتباط با مدلهای ذهنی این است که این مدلها دارای اشکالات جدی میباشند وتا اندازه ای بعلت ناقص بودن وهمچنین تناقضات درونی آنهاست وجدیتر این است که استخراج واستنباط درست از ساختاری که در ذهن مجسم میکنند وهمچنین از اطلاعات آنها مشکل است .لذا فورموله کردن وشبیه سازی دینامیکی آنها جهت جبران نارسائی های آنها صورت میگیرد.ولی باید توجه داشت که نواقص وتناقضات درونی اینگونه مدلها میبایست قبل از مرحلۀ شبیه سازی یعنی در هنگام فورموله کردن آنها برطرف گردد.بعدازاینکه منطق مدل بررسی شد میتوان آن را با استفاده ازیک نرم افزار بکمک کامپیوتر اجرا کرد. 

        این نکته باید مدنظر قرارگیرد که تنها روش اثبات روائی وتأیید مدلها چه ذهنی وچه کامپیوتری جز استفاده از مفروضات مربوط به سیاستها وساختارها واطلاعات موجود وجود ندارد.آنگاه نتایج شبیه سازی میبایست با سیستم واقعی تحت بررسی مقایسه گردد واختلاف بین آنها برای بهبود مدل ذهنی وکامپیوتری مورد استفاده قرارمیگیردوبه این ترتیب دیدگاههای جدیدی در مورد رفتار مدل شده بصورت ذهنی وکامپیوتری ایجاد میشود.مدلهای ذهنی آنقدر ادامه پیدا میکنند تا اینکه پایه واساس بیشتر تصمیمات واقع میشوند امّا آن مدلهائی مناسبتر ومفیدترند که با استفاده از کامپیوتربتوان آنها را به تعامل واداشت . آنها را به تعامل واداشت .   

1 – 4 درک طبیعت سیستمها

1 – 4 -3 خود کرده را تدبیر نیست

        مسائل ومعضلات هر جامعه توسط افراد آن جامعه ایجاد میشوند ولی آنها عادت دارند دیگران را ملامت کنند.بعنوان مثال والدین همیشه از مسئولین مدارس بخاطر پائین بودن راندمان کارفرزندشان شکایت دارند ولی واقعیت این است که این مشکل را عمتداًخود والدین با عدم مشارکت در راهنمائی فرزندشان بوجود آورده اند. نمونۀ دیگر شرکتی است که سقوط قیمت محصولاتش را دمدمی مزاج بودن مصرف کنندگان وعدم رقابت مناسب میداند در صورتیکه اگر دقت کند متوجه میشود که این مشکل ریشه در نهادهای داخلی آن شرکت مثل پائین بودن کیفیت تولید دارد.

        این تحقیق جوابی است به اینگونه تفکرات که باعث پرورش افراد بی مسئولیت میشود.نسل امروز وفردا باید درک کند که منبع مشکلات هر فرد ، جامعه یا کشوری را باید در اعمال خودشان جستجو کنند واین کاررا باید قبل از متهم  ومقصر کردن دیگران انجام دهند.

        عملکرد پائین هرشخصی باعث عدم موفقیت در نیل به اهدافش میشود.یک مؤلفه مهم  واصلی هر سیستم همان هدف سیستم مربوطه است که برآیند تمام تلاشهای سیستمی در آن راستاست . در مدلهای ساده  مقدار این مؤلفه یک عدد ثابت در نظر گرفته میشود.بعنوان مثال هدف ازیک سیستم کنترل موجودی نگهداری مقدار موجودی در سطح ثابت ومشخصی است ودر یک سیستم تنظیم خواب هدف نگهداشت میزان استراحت در مقدار قابل قبول وثابتی است .

        دریک سیستم پیچیده اهداف خودشان بعنوان متغیر تلقی میشوند وتمام کوششها برای رسیدن به آنها بعمل می آید لذا در صورت شکست در نائل شدن به آنها میبایست بگونه ای تعدیل شوند که قابل دست یافتن باشند .نتیجه وپیامد متغیر بودن اهداف این است که انگیزه برای رسیدن به اهداف بزرگ سقوط میکند وهمانطوریکه عملکرد بطور پیوسته پائین آید اهداف ناکافی وناقص بیشتر شده واین حرکت مارپیچی ادامه یابد.

        آنچه که قابل توجه است استفاده از مدلهای دینامیک برای نشان دادن مکانیزم فروریختن اهداف از قبل تعیین شده است .دراینصورت همه درک خواهند کرد که چگونه اهداف توسط خود افراد به سطوح پائین تنزل مینماید.مهمترین درسی که مایاید یاد بگیریم این است که وقتی فروریختن اهداف عادت شود بزرگترین تهدید برای آینده محسوب میگردد.      

 1 – 4 -4 اهداف بلند مدت در مقابله با اهداف کوتاه مدت

        اهداف بلندمدت وکوتاه مدت از پیچیدگی بسیار ظریفی برخوردار است که درک آن به آسانی میسر نمیشود مگر با استفاده از دیگاه وتفکر سیستمی ونهایتاً استفاده از رویکرد دینامیکی برای فورموله کردن ونمایش آن بصورت نمودار .این پیچیدگی در زندگی روزمرۀ هر انسانی وهر جامعه ای قابل مشهده ودرک است البته بر پایۀ تفکر سیستمی .بطور کلّی کارهائی که لذت وپاداش آنی دارد همیشه یک پیامد اجتناب ناپذیر دارد وآن مجازاتی است که در آینده در انتظار شخص است والبته عکس آن نیز درست است .با توجه کرد که بندرت میتوان در این زمینه استثنائی یافت . فردی که دزدی میکند میتواند فوراً سود ببرد وخوشگذرانی نماید ولی کدام طرز تفکر است که از بعد علمی ونه اخلاقی به وی نشان دهد در آینده این لذت را با رنج جبران خواهد کرد .شخصی که همۀ شب را برای انجام کار مهمی بیدار میماند باید مطمئن باشد که طی حداقل چند روز آینده از کارائی بسیار کمی برخوردار خواهد بود لذا ملاحظه میشود که به این طریق جبران میشود.همینطور ممکن است که انسان با مصرف مواد مخدر از لذت آنی برخوردار شود ولی تاوان آن را در آینده با فقیر یا مریض شدن پس خواهد داد.وام گرفتن ممکن است در کوتاه مدت باعث بالا رفتن استاندارد زندگی شخص شود ولی در بلند مدت تاوان آن را بصورت پائین رفتن استاندارد زندگی وپرداخت اصل وفرع آن از دست خواهد داد .همۀ مسائل مطرح شده را میتوان با استفاده از رویکرد سیستمهای دینامیک درک ، فورموله ، شبیه سازی وسیاستگذاری کرد.

  

 

ب  -  ایجا یک چشم انداز وهویت ثابت جهت تطبیق وسازگاری با عصر آینده با همۀ دستاوردهای علمی وتکنولوژیکی آن

ج -  درک واقعیت سیستمهائی که با آنها کار وزندگی میکنیم