زندگی مطلوب و آرمانی زندگی‌ای است که با تلاش فرد انسانی و نقد اخلاقی و عقلانی ساختار و عملکرد نهادهای اجتماعی «مطلوبهای اجتماعی فردی» یعنی ثروت، قدرت، جاه و مقام، حیثیت اجتماعی، شهرت و محبوبیت و «مطلوبهای اجتماعی جمعی» یعنی نظم، رفاه، امنیت، عدالت و آزادی و « مطلوبهای روانشناختی» یعنی آرامش، شادی، رضایت باطن و معناداری زندگی و «مطلوبهای اخلاقی» یعنی صداقت، تواضع، عدالت، احسان، عشق و شفقت فراهم شود.


کمتر کسی است که با پرسش «معنا و هدف زندگی چیست؟»، به ویژه در اوقاتی که به درد و رنجی مبتلاست و یا هنگامی که دچار ملال خاطر شده مواجه نشده باشد. به عبارت دیگر، چون زندگی انسان معمولا میان این دو قطب در نوسان است -در یکسو درد و رنج و نیاز قرار دارد که آدمی برای رهایی از آن می‌کوشد و هنگامی که این مشکلات رفع شد، در قطب دیگر دچار ملال می‌شود- برای رهایی از این وضع در جست‌وجوی راه یافتن به هدف و ارزش زندگی است.

پرسش از معنای زندگی را در وهله اول می‌توان به معنای زندگی نوع انسانی و معنای زندگی فرد انسانی تقسیم کرده و سپس زندگی فرد انسانی را نیز می‌توان به زندگی یک فرد خاص و زندگی خود هر فرد تقسیم کرد.

انسان برای داشتن یک زندگی مطلوب ابتدا باید زندگی «خوشی» داشته باشد، یعنی از بیشترین لذت برخوردار باشد و کمترین درد و رنج را تحمل کند. البته انسان‌ها بنابه عوامل پنجگانه ژنتیک، تعلیم و تربیت و محیط کودکی، سنخ روانی، سن و توانایی‌های ذهنی و علمی در تجربه لذت و رنج با یکدیگر متفاوت هستند و بر این اساس، یک فرد مسئله‌ای خاص را رنج آور می‌داند و فرد دیگر همان مسئله را لذت بخش می‌شمارد.

ویژگی دوم زندگی مطلوب،«خوبی» زندگی است. خوبی زندگی در این است که انسان آنگونه زندگی کند که کمترین درد و رنج را به دیگران برساند و بیشترین سعی را در کاستن درد و رنج دیگران به کار بندد. بدین‌ترتیب فرد زندگی خود را به گونه‌ای تنظیم می‌کند که از ناحیه او بیشترین لذت و کمترین رنج عاید دیگری شود.

ویژگی سوم زندگی مطلوب،«ارزشمند» بودن آن است. به عبارت دیگر، خوشی زندگی آدمی را به خودگرایی دعوت می‌کند و خوبی زندگی انسان را به دیگرگرایی و اخلاقی زیستن وعده می‌دهد و ارزشمند بودن زندگی به زندگی «معنا» می‌دهد.

بخش عمده دستیابی به زندگی مطلوب به خود فرد وابسته است و بخشی دیگر از اختیار فرد بیرون است. بخشی که بیرون از اختیار فرد است به دو بخش تقسیم می‌شود: بخشی که خارج از توانایی‌های انسان است و بخش دیگر به ساختار و عملکرد نهادهای اجتماعی مربوط می‌شود.

از آنجا که جامعه فراهم آمده از افراد آرمانی نیست و عموم انسان‌ها، کمی یا بیش، اسیر و گرفتار جهل، خطا، سوء نیت، بدعملی و... هستند لذا هر چند انسان‌ها از لحاظ فردی سخت در تلاش برای دستیابی به زندگی آرمانی (خوش، خوب و ارزشمند) هستند اما ممکن است نهادهای اجتماعی از طریق خط مشی، برنامه، روش و عملکرد ناعادلانه و غیراخلاقی دست اندرکاران خود موانع عدیده‌ای در راه حصول به زندگی آرمانی فراهم کنند لذا یگانه راهی که برای برآوردن نیازهای وجودی آدمیان، در چارچوب زندگی اجتماعی وجود دارد راه ارزیابی و نقد اخلاقی (کارآمد، انسانی و مسئولانه)، عقلانی و استدلالی است.

به عبارت دیگر، زندگی مطلوب و آرمانی زندگی‌ای است که با تلاش فرد انسانی و نقد اخلاقی و عقلانی ساختار و عملکرد نهادهای اجتماعی «مطلوبهای اجتماعی فردی» یعنی ثروت، قدرت، جاه و مقام، حیثیت اجتماعی، شهرت و محبوبیت و «مطلوبهای اجتماعی جمعی» یعنی نظم، رفاه، امنیت، عدالت و آزادی و « مطلوبهای روانشناختی» یعنی آرامش، شادی، رضایت باطن و معناداری زندگی و «مطلوبهای اخلاقی» یعنی صداقت، تواضع، عدالت، احسان، عشق و شفقت فراهم شود

علی فیضی‌خواه