«آلبریت انیشتین می گوید: تمام دانش بشری چیزی بیش از یک تزکیه و پالا یش همه روزه اندیشه نیست.»

 تفکر برترین فعالیت ذهنی انسان است.

تمام موفقیت ها و پیشرفت های انسانی به سادگی، حاصل اندیشه اوست.

 تکامل فرهنگ، ادبیات، دانش و فناوری همگی از نتایج اندیشیدن هستند.

 اندیشه و عمل از هم جداشدنی نیستند و در واقع دو روی یک سکه هستند.
تمام فرصت های فکری آغاز می شوند. برای انسانی که می خواهد دست به عمل بزند ابتدا باید با چشم خود بنگرد و آن را تصور کند و نخست درباره آن بیندیشد، قبل از اینکه آن را انجام دهد. تمام فعالیت های هنری، ادبی و علمی، قبل از اینکه به دنیای واقعی وارد شوند نخست در ذهن آفریده می شوند.


هدف از اندیشیدن چیست؟
هدف از اندیشیدن به طور متناقض نما، رسیدن به حالتی است که دیگر اندیشیدن ضرورتی نداشته باشد. به عبارت دیگر اندیشیدن با مواجه با یک مشکل آغاز شده و بایک راه حل به پایان می رسد. بدین ترتیب اندیشیدن ابزاری است برای سازگار کردن خودمان با محیط مادی و اجتماعی که در آن زندگی می کنیم.
آیا می توانیم قدرت اندیشیدن خود را گسترش دهیم؟
دکتر ادوارد دوبنو می گوید: «اندیشیدن می تواند مانند هر مهارت دیگری توسعه یابد.» زیرا اندیشیدن به عقیده او یک «مهارت» است. او چند تکنیک مفید برای آموزش مهارت های اندیشیدن ایجاد کرده است.
چرا ما باید مهارتهای اندیشیدنمان را توسعه دهیم؟
فواید توسعه توانایی اندیشیدن زیاد هستند. با توسعه مهارتهای اندیشیدن یک نفر می تواند به موفقیت دست یابد، می تواند در زندگی اجتماعی بدرخشد، می تواند به تکامل اجتماعی واقتصادی و امثال آنها دست یابد.
با توسعه توانمندی های فکر کردن، امکان تغییر کردن و بهبود و بازسازی گرایش های پرخاشگری، بداخلا قی و دیگر تمایلا ت منفی آدمیان وجود دارد.  در تحقیقات دکتر ادوارد دوبنو ثابت شده است که وقتی دانشآموزان به طور موثر فکر می کنند، پرخاشگری و بداخلا قی آنها به طور معناداری کاهش می یابد. همچنین روانشناسان بالینی نیز ثابت کرده اند  که اشخاصی که ناراحتی روانی و عصبی دارند، در مقایسه با افراد معمولی و سالم قدرت تفکر ضعیف تری دارند.  افراد عصبی در تصمیم سازی، حل مشکل و تفکر خلا ق در مقایسه با افراد سالم  نمره کمتری می گیرند. با کمال تعجب ملا حظه شده است که وقتی افراد عصبی به طور موثر به اندیشیدن می پردازند به طور قابل ملا حظه ای، ناراحتی  روانی شان کاهش می یابد.


تصورات غلط درباره اندیشیدن

تصورات غلطی درباره اندیشیدن حتی در میان افراد تحصیلکرده وجوددارد، این تصورات عمیقا در جامعه ریشه داشته و بدین ترتیب برای مهارتها و توسعه اندیشیدن بسیار زیانآور هستند. اکنون زمان آن رسیده است که این تصورات غلط را دور بریزیم. مهمترین تصورات نادرست درباره اندیشیدن عبارتند از:
1- تصور نادرست شماره یک: نظام موجود تعلیم و تربیت، اندیشیدن را توسعه داده و آن را افزایش می دهد و تحصیلا ت بالا تر معادل تفکر بهتر است. اما حقیقت این است: در واقع آموزش مانع تفکر آزاد می شود. تفکر خلا ق تقریبا در آموزش و پرورش کنونی جایگاهی ندارد. علا وه بر این، تعلیم و تربیت حتی توانمندی های تفکر خلا ق را با تاکید زیاد بر تفکر منطقی و نقادی که انواع پائین تری از تفکر انسان است، نابود می کند. سیستم آموزش و پرورش ما در حال حاضر براساس انباشت اطلا عات و ارایه پاسخ های آماده است. این مساله استعداد طبیعی دانش آموزان را در زمینه اکتشافات، آزمایش و تجربه کردن می کشد. بدین ترتیب شخصی که تحصیلا ت عالی دارد، کمتر توانمندی خلا قیت فکری دارد، اگرچه ممکن است حجم زیادی از آگاهی را در دسترس داشته باشد و همچنین ممکن است توانمندی های قابل تحسینی در زمینه تفکر انتقادی و منطقی داشته باشد.
2- تصور نادرست شماره دو: کسی که کمتر درس خوانده یا هرگز درس نخوانده است هرگز نمی تواند اندیشمند خوبی باشد. اما حقیقت این است: که در واقع کسانی که کم تحصیل کرده اند، بالا ترین توانمندی خود را در تفکر خلا ق به نمایش می گذارند. این بدین جهت است که آنها خودپسندی ندارندکه از آن بخواهند یک صدم درصد از پاسخ های آنها را تصحیح کند یا اینکه در همه تلا ش ها و کوشش هایشان پیروز بشوند. باز هم، آنها پاسخ های دم دستی ندارند. (کتاب های حل المسائل) و بنابراین مجبور هستند که خودشان دست به اکتشاف، آزمایش و تجربه بزنند. این روش آنها را قدرتمند می کند که از طریق اکتشافات کمتر تجربه شده به پاسخ ها دست یافته وحتی پاسخ های اصلی درست را دریابند.
3- کج اندیشی شماره سه: ضریب هوشی و توانایی اندیشمندان مشابه هستند کسی که ضریب هوشی بیشتری دارد توانایی اندیشیدن بهتری دارد. در نقطه مقابل، آنها که آی کیوی پائین تری دارند توانایی اندیشیدن کمتری دارند. اما حقیقت چیزی دیگری است: این درست است که افراد دارای توانایی بالا ی اندیشیدن ضریب هوشی بالا تری دارند. اما این مساله بدین معنی نیست که تمام کسانی که ضریب هوشی بالا  دارند اندیشمندان خوبی هستند. معمولا  کسانی   که دارای ضریب هوشی بالا  هستند مهارت های اندیشیدن را برای تفکر منطقی، بحث و گفت وگو و اندیشه به کار می برند. بدین ترتیب دارندگان ضریب هوشی بالا  به ندرت از تفکر خلا ق استفاده می کنند پس شاید بتوان گفت ضریب هوشی بالا  مانعی بر سر راه تفکر خلا ق است. همچنین مشخص شده است که افراد دارای ضریب هوشی متوسط می توانند متفکران بهتری باشند.
4- کج فهمی شماره چهار:  توانایی اندیشیدن، توانایی تصمیم سازی و توانایی حل مساله از استعدادهای ذاتی هستند و به ندرت ما می توانیم آن را توسعه دهیم. اما حقیقت این است: این وحشتناک ترین کج فهمی درباره اندیشیدن است. درحقیقت دکتر ادوارد دو بونو (وهمچنین پاره ای دیگر از پژوهشگران) اثبات کرده اندکه تفکر یک مهارت است که می تواند با آموزش و تمرین افزایش یابد. بدین ترتیب، تصمیم سازی، حل مساله و تفکر خلا ق می توانند توسعه و بهبود یابند.

اشتباهات در اندیشیدن

ضرورت دارد که ما از اشتباهات در اندیشیدن آگاهی یابیم. پنج اشتباه در اندیشیدن به شرح ذیل ممکن است پیش بیاید:
1- جز»گرایی: این اشتباه زمانی پیش میآید که انسان در حال اندیشه مشکل را فقط از یک زاویه مشاهده می کند. بدین گونه شخص اندیشمند فقط یک یا دو عامل مشکل و مساله را میآزماید و به راه حلی خام می رسد.
2- تفکر متضاد: یک نمونه از استدلا ل به اینگونه است که می گوئیم «چون تو اشتباه کردی، پس من که ضد تو در این نظر هستم درست می گویم.»سیاستمداران استادان این گونه اندیشیدن هستند و از آن به نفع خودشان بهره برداری می کنند.
3- اشتباه میزان زمان: این اشتباه یکی از انواع اشتباهات جز»گرایی است که اندیشه ورزان مساله را از یک چارچوب محدود زمانی می بینند. این دلا یل را می توان به کوته نظری تشبیه کرد.
4- قضاوت عجولا نه: در اینجا یک شخص متفکر به دام فردگرایی ذهنی می افتد و به جای اینکه به مساله یا مشکل به صورت عینی و برونی بنگرد دچار تعصب و پیشداوری می شود.
5- غرور و خودبینی: این اشتباه بیشتر اوقات مفهوم الهه زیبای روستا نامیده شده است زیرا شبیه روستائیان که فکر می کنند زیباترین دختر جهان همان زیباترین دختر روستای آنها است. شخص متفکر اعتقاد پیدا می کند که هیچ راهی بهتر از آنکه او با فکرش به آن رسیده وجود ندارد.این مساله خلا قیت را از بین می برد و بلوکه می کند. نه تنها افراد بلکه جوامع هم حتی پاره ای از اوقات تمام آدمیان گرفتار این اشتباه و خطا می شوند. برای نمونه قبل از آلبرت انیشتین تمام جامعه دانشمندان (و به دنبال آنها بشریت) اعتقاد به مطلق بودن زمان داشتند. در حا لی که انیشتین نسبیت زمان را اثبات کرد.
فرمول و قاعده اندیشیدن:
دکتر ادوارد دوبونو چند فرمول و قاعده برای اندیشیدن درست کرده است که عبارتند از:
1 -AGO، 2-CAF، 3-PMI، 4-OPV، 5-APC
1- AGO این حروف از اول کلمات Odjectives Goals Aims گرفته شده اند که به معنی اهداف،مقاصد و آرمان ها است. از آنجا که تفکر عمیق واقعا بروز و ظهور کاربرد سنجش قدرت اراده است. بسیار مهم است که شخص متفکر خوب از اهداف، مقاصد و آرمان ها، آگاه باشد. به بیان دیگر اگر یک نفر بخواهد تفکرش را به طور موثر به کار بگیرد وجود یک خط سیر ضروری است.   2-CAF، این حروف از اول کلمات Factors AII Consiber گرفته شده اند که به معنی ملا حظه  تمام عوامل است. این نکته به ما یادآوری می کند که تمام عوامل یا جوانب یک مساله و مشکل باید برای تحلیل آن مورد بررسی قرار گیرند. بدین وسیله یک فرد می تواند از خطا و لغزش جز»گرایی در تفکر اجتناب کند.    3-PMI، این حروف علا مت اختصاری Interesting Minus PIus می باشند که معنای «مثبت، منفی، جالب» است هنگام تصمیم سازی ها این تکنیک (روش) بسیار مفید است. ابتدا تمام پیشنهادها یا راه حل های مثبت را بنویس. سپس تمام جنبه های منفی را بنویس. در پایان ایده ها، پیشنهادات یا جنبه های جالب مشابه آنها را بنویس. اکنون رسیدن به مناسبترین راه حل برای مساله در دست شماست.    4-OPV،  این حروف از Views Peoples Other به معنی «دیدگاه های سایر مردم» است. در این تکنیک، شخص متفکر از چشم انداز مردمان متفاوت که متاثر و مشغول در تصمیم گیری یا راه حل هستند. فکر می کند. به عنوان مثال یک دگرگونی اساسی در مطالب فراگیران، معلمان، مدیران و والدین را به طور مستقیم و غیرمستقیم تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین پیش از تکمیل کردن یک مطلب جدید ما باید از دیدگاه تمام این مردم فکر کنیم این مساله به ویژه زمانی پراهمیت است که تصمیم با مردم و از میان آنها اتخاذ شود.    5-APC، شکل مخفف Choices Possidilities Alternatives به معنی «جایگزین ها، احتمالا ت و انتخابهاست» در این تکنیک شخص متفکر،  جایگزین ها،  احتمالا ت و انتخاب های فراوانی را برای حل مشکل ایجاد می کند. مناسب ترین موردی که می تواند انتخاب شود، در خواست PMI یا OPV می تواند باشد